شماره : 1234
۱۹ / ۹ / ۱۳۹۶ - ۱۸:۵۲

اردوغان اسرائیل را ” یک دولت تروریست ” نامید

رجب طیب اردوغان رئیس جمهور ترکیه گفت: اسرائیل "دولت تروریست" و "قاتل کودکان" است.؛

اردوغان اسرائیل را ” یک دولت تروریست ” است

به گزارش بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین ، به نقل از خبرگزاری فرانسه رجب طیب اردوغان ، رئیس جمهور ترکیه ، اسرائیل را “حکومت تروریستی” خوانده و گفته است که اسرائیل ” قاتل کودکان ” می‌باشد.

رئیس جمهور ترکیه این اظهارات را در ششمین کنگره حزب توسعه و عدالت در سیواس ترکیه بیان نموده است.

ارودغان همچنان از تصمیم دونالد ترامپ، رئیس جمهور امریکا مبنی بر انتقال سفارت امریکا به اورشلیم انتقاد نموده است.

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا روز ششم دسامبر طی سخنانی در کاخ سفید اورشلیم را به عنوان پایتخت اسرائیل به رسمیت شناخت و به وزارت امور خارجه آمریکا دستور داد که مقدمات انتقال سفارت این کشور از تل آویو به اورشلیم را مهیا سازد. این اقدام برخلاف قعطنامه های سازمان ملل و نظر اکثر کشورهای دنیا از جمله متحدین آمریکا در اروپا و کشورهای عرب و اسلامی است که معتقدند این اقدام آمریکا می تواند چشم انداز حل و فصل مسالمت آمیز مسئله فلسطین و اسرائیل را تحت تاثیر قرار دهد. این تصمیم دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا، موجی از واکنش های منفی را در دنیا به همراه داشته است.اردوغان اسرائیل را “یک دولت تروریست .

انتهای پیام /

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1234 توسط مدير وب سايت و در روز یکشنبه ۱۹ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۱۸:۵۲:۳۰
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1217
۱۸ / ۹ / ۱۳۹۶ - ۲۲:۴۸

باحضور زنده خواننده محبوب محمدگلریز؛

مراسم روز دانشجو

مراسم روز دانشجو بااجرای زنده خواننده محبوب محمدگلریز و سخنرانی آقای دکترگودرزی به همراه پرسش وپاسخ دانشجویی وتجلیل از دانشجویان شاخص #زمان: دوشنبه 20 اذر ساعت 13،سالن آمفی تئاتر دانشگاه؛

مراسم روز دانشجو

دانشگاه آزاد اسلامی قزوین


photo_۲۰۱۷-۱۲-۰۴_۱۳-۵۶-۱۱

مراسم روز دانشجو
بااجرای زنده خواننده محبوب محمدگلریز
و سخنرانی آقای دکترگودرزی
به همراه پرسش وپاسخ دانشجویی وتجلیل از دانشجویان شاخص
#زمان: دوشنبه 20 اذر ساعت 13،سالن آمفی تئاتر دانشگاه

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1217 توسط مدير وب سايت و در روز شنبه ۱۸ آذر ۱۳۹۶ ساعت ۲۲:۴۸:۴۹
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1212
۱۸ / ۹ / ۱۳۹۶ - ۱۸:۴۴

آمریکا و رژیم صهیونیستی تاریخی ترین حماقت خود را علیه قدس شریف مرتکب شده اند؛

هدف آمریکا و رژیم صهیونیستی تخریب مسجدالاقصی است/ قدس مدفن رژیم جعلی صهیونیستی خواهد شد/ خائنان مجازات می‌شوند

سرلشکر محمدعلی جعفری با تاکید به اینکه هدف اصلی آمریکا و رژیم صهیونیستی تخریب مسجد الاقصی است، گفت: به فضل الهی قدس مدفن رژیم صهیونیستی خواهد شد.؛

قدس مدفن رژیم جعلی صهیونیستی خواهد شد!

به گزارش بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین به نقل از سپاه نیوز، سردار سرلشکر محمدعلی جعفری فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی طی سخنانی در جمع تعدادی از کارکنان ستاد فرماندهی کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی درباره تصمیم اخیر دولت آمریکا مبنی بر انتقال سفارت این کشور به قدس اشغالی و به رسمیت شناختن بیت المقدس به عنوان پایتخت رژیم غاصب اسرائیل، اظهار داشت: همه اینها مقدمه تخریب مسجد الاقصی است و مسلمانان باید بدانند اگر همین الان و به فوریت مقابل این توطئه شوم نایستند زمان به سرعت از دست خواهد رفت.

وی تاکید کرد: آمریکا و رژیم صهیونیستی تاریخی ترین حماقت خود را علیه قدس شریف مرتکب شده اند و به فضل الهی قدس مدفن رژیم جعلی اسرائیل خواهد شد.

جعفری خاطرنشان کرد: این تصمیم آمریکا مقدمه انکار کامل حق موجودیت کشور فلسطین و حق زندگی مردم فلسطین در کشور فلسطین است و آنها برای تحقق این هدف حتی دوستان سابق خود در جنبش “فتح” را هم نادیده گرفته و تحقیر کرده اند.

فرمانده کل سپاه با اشاره به اینکه ما اطلاع داریم که این تصمیم محصول رایزنی ها، توافقات و هماهنگی های پس پرده با برخی کشورهای عربی بویژه عربستان سعودی است و آنها از چند ماه قبل در جریان موضوع بوده اند، گفت: رژیم سعودی تلاش می کند موضعگیری مسلمانان علیه جنایت تازه آمریکا در حد حرف و بیانیه باقی بماند. آنها با اسراییل و آمریکا تفاهم کرده اند که اقدام عملی برای حفاظت از قدس صورت نگیرد و مسئله فلسطین را از دایره منافع و حساسیت های جهان اسلام خارج سازند.

جعفری تاکید کرد: این بار هم همچون مسئله کردستان، مسئله لبنان و مسئله یمن، امت اسلامی طرح ها و محاسبات دشمنان را به هم خواهد ریخت و خائنان را مجازات خواهد کرد.

فرمانده کل سپاه با اشاره به پیامدهای شکست های منطقه ای دشمنان امت اسلامی تصریح کرد: شکست های پی در پی در منطقه سیستم محاسباتی و تصمیم گیری دشمن را بر هم ریخته است و در چنین شرایطی مهم ترین کاری که جهان اسلام باید انجام دهد بهره گیری دقیق و به موقع از این فرصت هاست.

انتهای پیام/

 

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1212 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۱۸:۴۴:۱۹
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1208
۱۸ / ۹ / ۱۳۹۶ - ۱۸:۲۵

من "بسیجی اقتصادی" هستم.؛

فساد “یقه‌بسته‌ سفید”ها/ خاوری مشهور به شرکت در “راه پیمائی 9 دی” بود!

ظهور این جریان در دولت گذشته شدت بیشتری گرفت. طبیعی هم بود. دولت مستقر ظاهرمذهبی داشت. زنجانی می گفت من "بسیجی اقتصادی" هستم. خاوری هم شهرتش به حضور در "راه پیمائی 9 دی" بود. رحیمی نیز "اصولگرا" و غیره.؛

فساد “یقه‌بسته‌ سفید”ها!

گروه سیاسی بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد قزوین : فساد یقه سفیدها همه جائی و دارای ادبیات جهانی است.  اما فساد ” #یقه بسته سفید ها” خاص ماست.

فساد یقه سفیدها، فسادی است که توسط جریان قدرت شکل می گیرد. اما فساد یقه بسته سفیدها، فسادی است که توسط جریان “قدرتِ ریاکار” شکل می گیرد. یعنی دو مولفه را درگیر می کند. هم “قدرت سیاسی” و هم “قدرت مذهبی”. جریانی که فرآیند فساد را از طریق ظاهرسازی هایِ نفاق گونه و ارتباط با نهادهای مذهبی و شخصیت های دینی پیش می برد.

ما در حال “انتقال” ازفساد یقه سفیدها به فساد یقه بسته سفیدها هستیم. این جریان قدرت نفوذش بالاست و توانائی دارد بجز پولشوئی، آدم‌شوئی را هم در “فرآیند فساد” انجام دهد. در چنین چارچوبی آدم ها با ریاکاری می توانند به نهادهای سیاسی-مذهبی نزدیک شوند و ردپای فساد را نه تنها از اموال خود که از سوابق شان نیز حذف کنند.

ظهور این جریان در دولت گذشته شدت بیشتری گرفت. طبیعی هم بود. دولت مستقر ظاهرمذهبی داشت. زنجانی می گفت من “بسیجی اقتصادی” هستم. خاوری هم شهرتش به حضور در “راه پیمائی 9 دی” بود. رحیمی نیز “اصولگرا” و غیره.

نظام “حمایت از شایستگی” ها اگر متوقف به ظواهر شود، شکل گیری چنین فسادِ تو در توئی در هرجا ممکن است.

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1208 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۱۸:۲۵:۵۷
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1182
۳۰ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۴:۳۸

پاسخ به 9 سؤال درباره S.722 یا سیاه چاله تحریمی/ شرایط روابط بانکی نه به قبل برجام بلکه به شرایطی به مراتب بدتر از آن بازمی‌گردد/ احتمال قرار گرفتن 2500 شرکت اقتصادی در لیست تحریمی آمریکا نمونه ای از ابعاد تحریم S.722

وضعیت وقتی بغرنج‌تر می‌شود که این طرح را در کنار قانون 2013 IFCA قرار دهید. وقتی یک فرد یا نهاد ایرانی در لیست تحریمی SDN قرار می‌گیرد به موجب قانون تحریمی IFCA 2013 مشمول تحریم‌های ثانویه بانکی می‌شود و هیچ موسسه مالی اجازه ارایه خدمات بانکی مستقیم و یا غیرمستقیم به آن فرد یا نهاد

وضعیت وقتی بغرنج‌تر می‌شود که این طرح را در کنار قانون 2013 IFCA قرار دهید. وقتی یک فرد یا نهاد ایرانی در لیست تحریمی SDN قرار می‌گیرد به موجب قانون تحریمی IFCA 2013 مشمول تحریم‌های ثانویه بانکی می‌شود و هیچ موسسه مالی اجازه ارایه خدمات بانکی مستقیم و یا غیرمستقیم به آن فرد یا نهاد تحریمی را ندارد. با این وضعیت هیچ بانک خارجی با ایرانی‌ها همکاری نخواهد کرد و همین شبکه بسیار شکننده‌ای که بعد از برجام شکل گرفته است، به شدت متذلل خواهد شد.

تحریم S.722 طی روزهای گذشته به تصویب مجلس سنای آمریکا رسید؛ کارشناسان تحریم از آن با عنوان سیاه چاله تحریم و یا بازی مار و پله تحریمی آمریکا علیه ایران یاد می‌کنند که شرایط دشواری را برای کشور به وجود می‌آورد که به مراتب حتی بدتر از دوران پیش از برجام می‌باشد.
 در همین راستا تلاش کردیم که در قالب پرسش و پاسخ‌هایی کوتاه به برخی ابهامات موجود در رابطه با این تحریم پاسخ دهیم که در ادامه مورد توجه مخاطبان قرار می‌گیرد:
1- برای تبدیل شدن این طرح به قانون چه مراحلی باید طی شود؟
این طرح با عنوان «قانون مقابله با فعالیت‌های بی‌ثبات‌ساز ایران ۲۰۱۷» در کمیته روابط خارجی سنا تصویب شد. بعد به صحن سنا رفت و در آنجا با اضافه شدن تحریم‌های روسیه با ۹۸ رای مثبت و ۲ رای منفی تصویب شد. مرحله بعدی به مجلس نمایندگان خواهد رفت و در صورت تصویب به رئیس جمهور آمریکا ارجاع می‌شود. با امضا ترامپ این طرح به قانون تبدیل خواهد شد. با توجه به رای قاطع سنا به این طرح به نظر می‌رسد دو مرحله دیگر برای تبدیل شدن به قانون نیز بدون مشکل خاصی تصویب شود.
2- آیا ادعای برخی رسانه‌ها که  این   طرح حاوی تحریم‌های اقتصادی نیست، صحیح است؟
این حرف به هیچ وجه کارشناسی نیست و احتمالا به منظور حساسیت‌زدایی از افکار عمومی مطرح شده است. اینکه طرح جدید یا همان S.722 تحریم‌های تروریستی، موشکی و نظامی را دربرمی‌گیرد لذا اقتصادی نیست، گزاره‌ای کاملا غیرکارشناسی است و هیچ مبنای علمی ندارد. موضوع تحریم یا همان بهانه اعمال تحریم، هیچ وقت اقتصادی نبوده است اما همه تحریم‌ها فارغ از آنکه برای چه موضوعی وضع شده است، از جنس اقتصاد است. یعنی تنبیهات در نظر گرفته شده برای آن اقتصادی است. در همین طرح انواع تنبیهات اقتصادی از بلوکه شدن دارایی‌ها در خاک آمریکا تا ممنوعیت ارایه خدمات بانکی به فرد یا نهاد تحریمی قرار دارد.
به طور ویژه این طرح به دلیل قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمان‌های تروریستی، تبعات اقتصادی فراوانی برای ایران در پی‌دارد. می‌توان گفت شرایط روابط بانکی نه به قبل برجام بلکه به شرایطی به مراتب بدتر از آن بازمی‌گردد.
3- مهم‌ترین تحریمی که در این طرح وضع شده است چیست؟
همانطور که گفته شد ویژگی مهم این طرح قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران در لیست سازمان‌های تروریستی است. در این طرح به رئیس جمهور آمریکا تکلیف شده است که سپاه را مشمول تحریم‌های دستور اجرایی ۱۳۲۲۴ قرار دهد. برای این کار ۹۰ روز به رئیس جمهور زمان داده شده است. با قرار گرفتن سپاه در لیست سازمان‌های تروریستی ذیل دستور اجرایی فوق‌الذکر، تمامی ارکان و نهادهای سپاه تروریستی محسوب خواهند شد.
قسمت خطرناک و نگران‌کننده این است که افراد و نهادهایی که دارای ارتباط کاری با سپاه هستند، به موجب دستور اجرایی ۱۳۲۲۴ باید تحریم شوند و در لیست تحریمی آمریکا که با عنوان SDN List شناخته می‌شود قرار گیرند.
برای مثال سپاه قدس ایران چندین سال است که در لیست تحریم قرار دارد و دلیل آن براساس اطلاعیه وزارت خارجه آمریکا حمایت از گروه طالبان بوده است که در لیست سازمان‌های تروریستی آمریکا قرار داشته است.
ابعاد تحریمی این طرح خارج از تصور است. فقط در یک مورد قرارگاه سازندگی خاتم الانبیاء سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با بیش از ۲۵۰۰ شرکت اقتصادی همکاری می‌کند. براساس این طرح خطر قرار گرفتن در لیست تحریمی آمریکا همه این شرکت‌ها را تهدید می‌کند.
وضعیت وقتی بغرنج‌تر می‌شود که این طرح را در کنار قانون 2013 IFCA قرار دهید. وقتی یک فرد یا نهاد ایرانی در لیست تحریمی SDN قرار می‌گیرد به موجب قانون تحریمی IFCA 2013 مشمول تحریم‌های ثانویه بانکی می‌شود و هیچ موسسه مالی اجازه ارایه خدمات بانکی مستقیم و یا غیرمستقیم به آن فرد یا نهاد تحریمی را ندارد.
با این وضعیت هیچ بانک خارجی با ایرانی‌ها همکاری نخواهد کرد و همین شبکه بسیار شکننده‌ای که بعد از برجام شکل گرفته است، به شدت متذلل خواهد شد.
4- چرا به این طرح می‌گویند «سیاه‌چاله تحریم»؟
سیاه چاله چیزی است که تمام اشیا نزدیک به خود را به درون سیاه چاله می‌کشد. این همین وضعیتی است که می‌توان از نظر تحریمی برای توصیف طرح مذکور بیان کرد. به این دلیل که اگر سپاه پاسداران انقلاب اسلامی در لیست سازمان‌های تروریستی قرار بگیرد با توجه به آنکه سپاه یک نهاد رسمی و دارای روابط نظام‌مند با ساختارهای دولتی و غیردولتی است،‌ سبب می‌شود تا بخش زیادی از حاکمیت اعم از دولت یا سایر قوا و نهادها به درون لیست تحریمی بروند. این اتفاق همانند یک سیاه چاله عمل می‌کند و تعداد زیادی از نهادها که قابل پیش‌بینی نیست را تحریمی می‌کند. حتی قابل تصور است که بانک مرکزی که در برجام از تحریم خارج شد دوباره به لیست تحریم بازگردد.
5- آیا این طرح نقض برجام  است؟
واقعیت آن است با تصویب این طرح دیگر چیزی از برجام باقی نخواهد ماند که بخواهیم درباره نقض شدن یا نشدن آن صحبت کنیم. اما براساس بندهای ۲۸ و ۲۹ وضع قوانینی که مانع عادی شدن روابط اقتصادی ایران شود، ممنوع است. همچنین تحریم‌های موشکی که در این قانون قرار دارد براساس قطعنامه‌های سازمان ملل تحریم مرتبط با هسته‌ای شناخته شده و طبق برجام وضع هرگونه تحریم هسته‌ای جدید ممنوع است.
6- آیا تاکنون سابقه داشته است یک نهاد رسمی و مشروع کشوری در لیست سازمان تروریستی قرار گیرد؟
نه. از سال ۲۰۰۱ تا الان تنها گروه‌های تروریستی در این لیست قرار داشتند. مانند طالبان، القاعده و… اما این طرح با یک بدعت در روابط بین‌الملل یک نهادی رسمی و مشروع نظامی یک کشور را که در قانون اساسی آن کشور تعریف شده است، در لیست سازمان‌های تروریستی قرار می‌دهد. این یک اقدام بی‌سابقه است و طبق گفته وزیر خارجه آمریکا آنها در حال بررسي پيامدهاي بين المللي قرار دادن سپاه پاسداران انقلاب اسلامي ايران در فهرست گروه‌هاي تروريستي هستند.
7- در صورت اجرایی شدن این طرح وضعیت چه تفاوتی خواهد کرد؟
بعد از برجام به دلیل آنکه حدود ۲۰۰ فرد و نهاد ایرانی در لیست تحریمی SDN قرار داشتند، هیچ کدام از بانک‌های بزرگ بین‌المللی حاضر به برقراری روابط بانکی با ایران نشدند چرا که می‌ترسیدند مقررات تحریمی آمریکا را نقض کنند و در نتیجه با تنبیه شدید مالی آمریکا روبه‌رو شوند. فقط بانک‌های کوچک حاضر به پذیرش ریسک همکاری شده و همکاری می‌کردند. اما همین بانک‌های کوچک نیز وسواس زیادی برای رعایت قوانین تحریمی می‌کردند. حالا فرض کنید به یک دفعه چند هزار فرد و نهاد ایرانی وارد این لیست تحریمی شوند. طبیعی است که در آن زمان هیچ بانکی ولو کوچک حاضر به همکاری با ایران نشوند.
پس شرایط به قبل از برجام و یا حتی بدتر از آن برمی‌گردد.
8- آیا امکان دارد نهادهای ایرانی که در برجام از تحریم خارج شده‌اند مانند بانک مرکزی یا بانک ملی به واسطه این طرح دوباره تحریم شوند؟
بله. طرح S.722 هیچ محدودیتی برای تحریم کردن افراد و نهادها در نظر نگرفته است. یعنی اگر بانک مرکزی یا بانک ملی و یا هر فرد و نهاد دیگری با سپاه همکاری داشته باشد و وزارت خارجه آمریکا این همکاری را شناسایی کند، توسط وزارت خزانه‌داری آمریکا در لیست تحریم SDN قرار می‌گیرد.
برجام روی کاغذ توانسته بود روابط داخلی نهادهای تحریمی و غیرتحریمی را از گزند تحریم‌ها مصون نماید. هرچند در عمل به دلیل روابط پیچیده بانکی ما شاهد پدیده «خودتحریمی» بوده‌ایم. اما در صورت اجرایی شدن این طرح، روابط داخلی نهادهای تحریمی و غیرتحریمی نیز هدف تحریم قرار خواهند گرفت.
9- آمریکا با تصویب این طرح به دنبال چه چیزی است؟
به نظر می‌رسد آمریکا دو مقصود اصلی را دنبال می‌کند. یک هدف تشدید پدیده «خودتحریمی» در داخل ایران است. یعنی آمریکا با ایجاد فضای ترسناک پیرامون نهادهای انقلابی همچون سپاه پاسداران انقلاب اسلامی می‌خواهد ارتباط نهادهای داخلی همچون ارتباطات بانکی با آن را تضعیف کند.
دومین هدف آمریکا تقویت اهرم خود برای مذاکرات احتمالی آینده پیرامون مباحث به اصطلاح غیرهسته‌ای است. آمریکا طبق سنت رفتاری خود از« هیچ» ابزار می‌سازد  تا در زمان مذاکرات همان‌ها را به عنوان امتیاز به طرف مقابل بدهد.
ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1182 توسط مدير وب سايت و در روز سه شنبه ۳۰ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۴:۳۸:۵۸
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1179
۳۰ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۴:۲۶

دانشجویان هوافضا در بیانیه‌ای پس از حمله موشکی سپاه به مواضع تروریست‌های داعش در دیرالزور سوریه اعلام کردند: دروازه‌های خونین برای انتقام از دشمنان باز شده است

دانشجویان هوا فضا پس از حمله موشکی سپاه به مواضع تروریست های داعش در شرق سوریه در بیانیه‌ای آورده اند: به دشمنان هشدار داده بودیم دروازه های جهنم را برای شما بازخواهیم کرد و اکنون این دروازه های خونین برای انتقام باز شده است. منتظر رویارویی با شما هستیم متن این بیانیه به شرح زیر

دانشجویان هوا فضا پس از حمله موشکی سپاه به مواضع تروریست های داعش در شرق سوریه در بیانیه‌ای آورده اند: به دشمنان هشدار داده بودیم دروازه های جهنم را برای شما بازخواهیم کرد و اکنون این دروازه های خونین برای انتقام باز شده است. منتظر رویارویی با شما هستیم

متن این بیانیه به شرح زیر است:

دولتمردان آمریکایی برای بار دیگری اوج خصم و غضب خود را نسبت به ملّت ایران بروز دادند؛ امّا این بار  نه از جنس لبخندهای مرموزانه کری و اوباما، بلکه از جنس افکار متشوش و جنون آمیز ترامپ

بار دیگر دست مکر، حیله و ظلم آمریکا از پس لبخندهای مسئولین آمریکایی با آمدن ترامپ نمایان شد و برای چندمین بار از چهره بزک شده خود رونمایی کردند.

سیاست اعمال فشار و تشدید تحریم‏های آمریکا علیه ایران را پایانی نیست و تحریم شخصیت‏های ایرانی و موشکی کشورمان، از سوی دولت آمریکا اعمال شد که با رجزخوانی‏هایی از سوی رئیس ‏جمهور و مسئولین این کشور همراه بوده است. گویی نمی‏ داند این پیام‏ها را برای چه کشوری ارسال می‏کند.

اینجا سرزمین مردان و زنان شجاع، اندیشمند و فاضل است. جایی که مفهومی جدید از قدرت، مقاومت، ایثار و شهادت را به جهانیان اعلام نموده‏ است، کافی است مطالعه‏ای بر مجاهدات‏های این سرزمین داشته‏باشید تا بدانید با چه ملّتی روبرو هستید. هنوز کام هم‏کیشانتان در عراق و سوریه تلخ است. با سرزمینی روبری هستید که اهالی آن جز خداوندشان از هیچ احدی نمی‏هراسند و کاسه سرشان را با خداوندشان به ودیعت نهاده‏اند.

رهبری عظیم ‏الشأن انقلاب حضرت امام خامنه ‏ای (مدظله ‏العالی) امروز فرمودند:

جمهوری اسلامی مستحکم و با اقتدار کامل ایستاده و دشمنان نمی‌توانند به ملت ایران سیلی بزنند بلکه ملت به آنها سیلی خواهد زد. به ساعت نگذشت که پاسخ  شفاف و روشن ما را دریافت کردید ، موشک های را که تحریم کرده بودید بر سر شما فرو آوردیم و این شروعی برای آغازی بزرگ است برای آنان که ترقه بازی می کنند باید بدانند جواب ترقه ها ، موشک است.

و کلام آخر

به شما هشدار داده بودیم دروازه های جهنم را برای شما بازخواهیم کرد و امشب این دروازه های خونین برای انتقام ازشما باز شده است. منتظر رویارویی با شما هستیم

 

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1179 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۰۴:۲۶:۲۲
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1176
۳۰ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۴:۱۷

در پی طرح برخی مطالب و شبهات پیرامون نقش مردم در حکومت اسلامی، مجلس خبرگان رهبری در بیانیه ای، نسبت به طرح مسائل تفرقه آمیز در جامعه هشدار داد.

به نقل از صداوسیما، در پی طرح برخی مطالب و شبهات پیرامون نقش مردم در حکومت اسلامی، مجلس خبرگان رهبری در بیانیه ای، نسبت به طرح مسائل تفرقه آمیز در جامعه هشدار داد. متن این بیانیه بدین شرح است:   «بسم الله الرحمن الرحیم   در روزهای اخیر مطالبی پیرامون «مشروعیت» و «مقبولیت» حکومت اسلامی

به نقل از صداوسیما، در پی طرح برخی مطالب و شبهات پیرامون نقش مردم در حکومت اسلامی، مجلس خبرگان رهبری در بیانیه ای، نسبت به طرح مسائل تفرقه آمیز در جامعه هشدار داد.

متن این بیانیه بدین شرح است:

 

«بسم الله الرحمن الرحیم

 

در روزهای اخیر مطالبی پیرامون «مشروعیت» و «مقبولیت» حکومت اسلامی و تصدی ولایت و حاکمیت مبتنی بر آراء مردم با استناد به کلمات امیرالمؤمنین(ع) درجامعه مطرح شد که با برخی مبانی دینی اعم از مبانی دینی اهل سنت و تشیّع که در فقه سیاسی اسلام مورد بحث قرار گرفته، متعارض و ناسازگار است. طرح این گونه مطالب هر چند تازگی ندارد و در طول تاریخ اسلام چه در عصر حضور و چه در دوران غیبت و به ویژه پس از پیروزی انقلاب اسلامی مطرح بوده و همواره از سوی علمای بیدار پاسخ داده شده است.

 

اکنون با توجه به ضرورت پاسداری از جایگاه رفیع ولایت و امامت الهی توسط همه ارکان نظام مقدس جمهوری اسلامی، مجلس خبرگان رهبری لازم می داند نکاتی را یادآور شود:

 

۱.  ولایت و امامت الهی به همه شوؤن آن اهم از تبیین و حفظ دین و هدایت مردم و زعامت سیاسی اجتماعی از احکام الهی است همانند ولایت پیامبر(ص) و متوقف بر خواست و نظر و رأی مردم نیست بلکه باید گفت ولایت، روح اسلام است و احکام بدون پشتوانه و قدرت اجرایی خود را از دست می دهد «و ما نودی احد بشئ کما نودی بالولایة».  همانگونه که آیات الهی قبل از نهج البلاغه بر آن تأکید دارند و می فرماید «یا أَیُّهَا الَّذِینَ آمَنُوا أَطِیعُوا اللَّهَ وَ أَطِیعُوا الرَّسُولَ وَ أُولِی الْأَمْرِ مِنْکُمْ» که مقام ولایت را همانند مقام نبوت الهی می داند.

 

۲.  بیعت با پیامبر اکرم(ص) و ائمه اطهار (علیهم السلام) به معنای مشروعیت بخشی به حکومت پیامبر و یا امام توسط مردم و بیعت کنندگان نمی باشد بلکه تأکیدی بر اعلام وفاداری و پیروی و فرمانبری از رهبران الهی است. بنابراین، نباید آن را با رأی مردم و انتخابات در دوران معاصر مقایسه کرد.

 

۳.  بعد از قرآن باید به مسأله غدیر و نصب حضرت علی(علیه السلام) در آن جمع کثیر بی سابقه توجه کرد، بعد هم خطبه های متعدد نهج البلاغه و نامه ها که همه صریح و گویا است. باید به این گوینده گفت «حفظت شیئا و غابت عنک الاشیاء». خود امیرالمؤمنین(ع) در بعد از ارتحال پیامبر (ص) حق حکومت خود را مطالبه کرده است.  احادیثی مانند «ناشد تکم الله اما کنتم فی حجة الوداع اما سمعتم رسول الله یقول من کنت مولاء فهذا علی مولاء) دال بر این امر است.

 

حضرت علی (ع) در خطبه شقشقیه ولایت خود را فریاد زد(انه لیعلم ان محلی منها محل القطب من الرحی) تا آنکه فرمود(اری ترانی نهبا من) می نگرم که میراث ولایت و حکومتم ربوده شده است در حالی که سخنی از رأی و خواست و نظر مردم در میان نمی آید و البته اگر مردم با فردی غیر از ولی بیعت کنند مشروعیت نمی یابد لذا در نهایت حضرت فرمودند: «لولا حضور الحاضر و قیام الحجة بوجود الناصر و ما اخذ الله علی العلماء ان لا یقاروا علی کظة ظالم و لا سغب مظلوم لقیت حبلها علی غاربها» که اگر حضور مردم حاضر در صحنه و وجود یاورانی که حجت به وسیله آنان تمام می شود ودنیز مسؤولیت الهی علما که نباید بر شکم بارگی ستمکاران و گرسنگی مظلومان آرام بگیرند معنایی برای پذیرش حکومت از منظر علی (ع)  نبود.

 

خلاصه آنکه اگر حضرت در ابتدا بیعت را نپذیرفت بخاطر شناخت جامعه و نقض کنندگان و فتنه های آینده بود. لذا شرط می کند که اگر بیعت آنان را بپذیرد به نظر خودش عمل خواهد کرد.

 

مجلس خبرگان رهبری، با اذعان به نقش و جایگاه مردم در استقرار و استمرار حکومت اسلامی، بر اهمیت منحصر به فرد جایگاه رفیع امامت، ولایت و رهبری امت اسلامی که منشاء مشروعیت نظام اسلامی بوده و مردم سالاری دینی را به ارمغان آورده است و امروز در ولایت فقیه تجلی یافته، اصرار داشته و بر ضرورت حفظ وحدت داخلی و انسجام ملی و اجتناب از بحث و جدلهای تفرقه انگیز تأکید می نماید.

 

احمد جنتی

رئیس مجلس خبرگان رهبری

 

دوشنبه ۲۴ رمضان المبارک ۱۴۳۸ برابر با ۲۹ خرداد 1396»

 

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1176 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۰۴:۱۷:۵۷
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1173
۳۰ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۴:۱۵

این را همه بدانند -هم دشمن بداند، هم دوستان با اخلاص بدانند، هم آن دوستانی که گاهی دلشان میلرزد بدانند- که جمهوری اسلامی مستحکم ایستاده است و بدانید آنها نمیتوانند به ما سیلی بزنند، ما به آنها سیلی خواهیم زد.

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدییّن سیّما بقیّة‌الله فی الارضین. بسیار جلسه‌ی شیرین و جالبی است از این جهت که عطر شهادت در این جلسه پیچیده است. بله، همه‌ی خانواده‌های شهدا در اینجا نیستند لکن یک مجموعه‌ای

بسم‌الله‌الرّحمن‌الرّحیم
و الحمدلله ربّ العالمین و الصّلاة و السّلام علی سیّدنا و نبیّنا ابی‌القاسم المصطفی محمّد و علی آله الاطیبین الاطهرین المنتجبین الهداة المهدییّن سیّما بقیّة‌الله فی الارضین.

بسیار جلسه‌ی شیرین و جالبی است از این جهت که عطر شهادت در این جلسه پیچیده است. بله، همه‌ی خانواده‌های شهدا در اینجا نیستند لکن یک مجموعه‌ای از خانواده‌های عزیز شهیدان ما، چه شهیدان [مدافع] حرم، چه شهیدان مرزبانی، چه شهیدان ارتش -نیروی زمینی- چه شهیدان سپاه، چه شهیدان نیروی انتظامی و دیگران در اینجا اجتماع کرده‌اید و عطر شهیدان در فضای حسینیّه پیچیده است.

شهادت یک مفهوم عجیبی است، یک مقوله‌ی عجیبی است، یک مقوله‌ی عمیقی است. شهادت یعنی معامله‌ی با خدا، یک معامله‌ی دوجانبه‌ی بی‌دغدغه‌ی با خدای متعال؛ جنس هم معلوم، بهای جنس هم معلوم. جنس عبارت است از جان. جان یعنی سرمایه‌ی اصلی هر انسانی در این دنیای مادّی؛ این جنس است؛ این را شما تقدیم میکنید؛ در مقابل، چه میگیرید؟ در مقابل، سعادت ابدی و حیات جاودان در برترین نعمتهای الهی را میگیرید. خب، این جنسی که شما در شهادت میدهید، یک جنس ماندگار نیست. این جنس مثل همان یخی است که فروشنده‌ی یخ، روز تابستان آمده بود یخ را عرضه میکرد، میگفت مردم! این جنس را از من بخرید که اگر نخرید، اصل مایه از دست خواهد رفت؛ این‌جوری است دیگر. حالاها که داخل خانه‌ها یخ هست، قدیمها که یخ را از بازار میخریدیم، فروشنده‌ی یخ این یخ را لای کیسه‌گونی و مانند اینها نگه میداشت که بماند تا بیایند بخرند. اگر نمیخریدند چه میشد؟ اگر مشتری پیدا نمیشد و یخ را نمیخرید چه میشد؟ یخ آب میشد، از بین میرفت. این مشتری‌ای که می‌آید این جنس نابودشدنی را از شما میخرد، خیلی مشتری باارزشی است. این جانی که من و شما داریم، همان یخ است، این دارد ذرّه‌ذرّه [از بین] میرود دیگر؛ مگر این‌جور نیست؟ ذرّه‌ذرّه دارد تمام میشود. هر یک روزی که میگذرد، ما به آن سرآمد داریم نزدیک‌تر میشویم؛ یعنی به قبر داریم نزدیک‌تر میشویم؛ این دارد روزبه‌روز [از بین] میرود. حالا چقدر طول بکشد؟ بعضی‌ها این سرآمدشان چهل‌سالگی است، بعضی پنجاه‌سالگی است، بعضی هشتادسالگی است؛ بالاخره تمام میشود؛ دیر و زود دارد، سوخت و سوز ندارد؛ دارد تمام میشود. حالا [برای] این جنسی که چه شما بفروشی و چه نفروشی بالاخره تمام خواهد شد، یک مشتری پیدا شده و میگوید من این را از تو میخرم، آن‌هم به بالاترین قیمت میخرم. آن بالاترین قیمت چیست؟ بهشت. همین آیه‌ای که این قاریِ(2) خوش‌خوانِ عزیز ما امروز تلاوت کردند: اِنَّ اللهَ اشتَرىٰ‌ ‌مِنَ المُؤمِنینَ اَنفُسَهُم وَ اَموالَهُم بِاَنَّ لَهُمُ الجَنَّة؛(3) این جنس را از شما میخرند که به شما بهشت بدهند. یُقاتِلُونَ فی‌ سَبیلِ اللهِ فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلون؛(4) یعنی وقتی شما در راه خدا مجاهدت میکنید، چنین نیست که برَوی جانت را دو‌دستی بدهی دست دشمن و بگویی بکُش؛ نه آقا! شما هم ضربه میزنی به او. این مرزبان ما که در مرزها به شهادت میرسد، قبلش مبالغ زیادی ضربه به دشمن زده، مانع نفوذ دشمن شده، جلوی توطئه‌ی دشمن را گرفته، جلوی فساد دشمن را گرفته؛ این جوان ما که در دفاع از حرم، در فلان کشور خارجی در مقابل داعش ایستاده و شهید شده، قبل از اینکه شهید بشود، صد ضربه به او زده، جلوی او را گرفته، اهداف او را ناکام کرده، پدر او را درآورده، حالا هم شهید میشود. فَیَقتُلونَ وَ یُقتَلُون؛ هم میکُشند، بعد هم خودشان کشته میشوند. وَعدًا عَلَیه‌؛ این یک وعده‌ی الهی است؛ خدا دارد به شما وعده میدهد. اینکه میگوید از تو میخریم این جنس را به قیمت بهشت؛ بهشت یعنی سعادت ابدی، سعادتی که در آنجا دیگر مثل این یخ نیست که لحظه‌به‌لحظه آب برود؛ نه، بقاء دائمی است، همیشگی است، لذّت همیشگی است، نعمت همیشگی است؛ در مقابل این دارند این جان ازبین‌رفتنی را از شما میخرند و میگیرند؛ این وعده، وعده‌ی خدا است. این وعده‌ی حقّی است که خدای متعال به شما داده است، مخصوص دین شما هم نیست؛ این وعده را خدا در کتابهای آسمانیِ قبلی هم داده است: وَعداً عَلَیهِ حَقًّا فِی التَّوراةِ وَ الاِنجیلِ وَ القُرءان؛(5) شهادت این است. بعد هم میفرماید: وَ مَن اَوفىٰ‌ بِعَهدِهِ مِنَ الله؛(6) چه کسی به عهد خود وفا‌کننده‌تر است از خدا؟ این وعده وفا میشود. بنابراین شهادت یک مفهوم این‌جوری است. ظاهرش را که نگاه میکنید، ظاهر دردناکی دارد، تلخی دارد؛ پدر انسان، مادر انسان، همسر انسان، بچّه‌ی انسان، برادر و خواهر انسان، داغدار میشوند، غصّه میخورند؛ ظاهرش این است؛ امّا باطنش چه؟ باطنش فروش یک جنس ضایع‌شدنی و خراب‌شدنی و غیرقابل‌ماندن به یک قیمت فوق‌العاده بالا است. بنده از قدیم با دوستان در صحبت و سخنرانی و مانند اینها که صحبت میکردیم میگفتم شهادت، مرگ تاجرانه است؛ یعنی در آن زرنگی هست؛ آنهایی که شهید میشوند، خدای متعال بیشترین لطف را به آنها میکند، بالاترین لطف را به آنها میکند؛ این شهادت است.

شماها خانواده‌های شهدا هستید، البتّه رنج میبرید؛ فرزندتان، برادرتان، پدرتان، همسرتان از دستتان میرود، [آنها را] دوست دارید، محبّت دارید، بدیهی است که داغدار میشوید؛ در این تردیدی نیست. امّا با این نگاه وقتی نگاه کنید، خواهید دید که شما هم برنده‌اید. چرا؟ برای خاطر اینکه او که عروج پیدا کرد و رفت به درجات عالی، او قدرت دارد شفاعت کند؛ او میتواند در برزخ و در قیامت نقش ایفا کند. همین الان هم کسانی که در دنیا هستند، بعضی‌ها که با شهدا اُنس بیشتری دارند، در مشکلات زندگی متوسّل به شهدا میشوند و شهدا جواب میدهند. در این شرحِ­‌حال­هایی که ما میخوانیم از خانواده‌ی شهدا، ازاین­‌قبیل زیاد هست که همسر شهید، پدر شهید، مادر شهید دچار یک مشکلی میشوند، به شهید متوسّل میشوند؛ میگویند «تو که دستت باز است، تو که میتوانی، کمکمان کن»، و او کمک میکند. در برزخ هم همین‌جور است. شماها میروید دیگر؛ شماها هم که ماندنی نیستید؛ من و شما همه رفتنی هستیم؛ ما هم همین عالم برزخ را، همین دالان را، همین وادی را در پیش داریم، به آنجا خواهیم رسید. وقتی‌که رفتید، آنجا گرفتاری‌ها زیاد است؛ اگر انسان آنجا بتواند شفیعی داشته باشد که این شفیع به درد آدم بخورد، خیلی قیمت دارد. این شهید، شفیع شماها است.

البتّه درباره‌ی خانواده‌ی شهدا من حرفْ زیاد دارم؛ زیاد هم حرف زده‌ام؛ حرفهای زیادی دارم درباره‌ی خانواده‌ی شهدا. مسئله‌ی خانواده‌ی شهدا فقط این نیست که یک شهید از آنها در راه حق به شهادت رسیده؛ صبر آنها خودش یک کوه باارزش است. همین­‌که پدر شهید، مادر شهید، همسر شهید، فرزند شهید، صبر میکنند بر این مصیبت، خود این یک ارزش بسیار والایی است؛ بسیار والا. اُولٰئِکَ‌ عَلَیهِم‌ صَلَوٰتٌ‌ مِن رَبِّهِم وَ رَحمَة؛(7) شما باور میکنید که خدا بر شما صلوات بفرستد؟ خدا صلوات بفرستد بر شما! شما که خانواده‌ی شهید هستید، وقتی صبر میکنید بر این مصیبت و شکر میکنید خدا را و تحمّل میکنید و این را پای خدا حساب میکنید، این صبر شما موجب میشود که خدای عزّوجل -که مالک مُلک و ملکوت است، مالک عالم وجود است- بر شما صلوات بفرستد. اینها ارزش است؛ ما این مفاهیم را باید درست بفهمیم. این مفاهیم، نیروهای عجیبی در وجود ما ایجاد میکند، ما را آماده میکند برای خیلی کارهای بزرگ.

دشمنها میخواهند این مفاهیم را از ما بگیرند. بعضی از همین قلم­‌به­‌دست­‌های مزدور -که دلشان میخواهد دل بیگانه‌ها را به دست بیاورند به جای اینکه دل اولیای خدا را به دست بیاورند- یک چیزهایی مینویسند، یک حرفهایی مینویسند در بعضی از این مطبوعات، روزنامه‌ها یا فضای مجازی؛ اینها نمیفهمند چه‌کار میکنند. مفهوم شهادت، مفهوم مجاهدت فی‌سبیل‌الله، مفهوم صبر بر اینها، مفاهیم عظیمی است؛ اینها در زندگی روزمرّه‌ی جامعه‌ی اسلامی اثر دارد. برادر، خواهر! همینها انقلاب را حفظ کرده.

این انقلاب و نظامی که به وجود آمد، از اوّل با دشمنی‌های سخت مواجه بود، حالا به این هارت‌و‌پورت‌های این بابایی که تازه آمده آمریکا(8) [سرِ کار]، نگاه نکنید؛ اینها جدید نیست، اینها از اوّل بود، حالا زبانهایشان و لحنهایشان فرق میکند. از روز اوّل این هارت‌و‌هورت‌ها علیه جمهوری اسلامی بوده تا امروز؛ قریب چهل سال است. هیچ غلطی نتوانستند بکنند. این نهال را آن‌وقتی که یک ترکه‌ی نازک بود روی زمین، نتوانستند بکَنند، امروز تبدیل شده به یک درخت تناور؛ [مگر] میتوانند بکَنند؟ غلط میکنند. میگویند میخواهیم نظام جمهوری اسلامی را تغییر بدهیم؛ خب کِی بوده که شما نخواسته‌اید این کار را بکنید؟ همیشه خواسته‌اید، همیشه سرتان به سنگ خورده، همیشه دماغتان به خاک مالیده شده؛ بعد از این هم همین خواهد بود. ملّت ایران را اینها نشناخته‌اند؛ این مفاهیم، ملّت ایران را زنده نگه ‌داشته.

 

اینهایی که تازه آمده‌اند سرِ کار در آمریکا، مثل این کسانی که تازه وارد عالَم چاقو‌کشی شده‌اند -این چاقوکش‌های تازه‌کار و بی‌تجربه که به هرجا میرسند یک نیش چاقویی میزنند- نمیفهمند چه‌‌کار دارند میکنند؛ تا وقتی توی دهانشان بخورد؛ وقتی توی دهانشان خورد، آن‌وقت میفهمند حساب چیست، کتاب چیست. جمهوری اسلامی را اینها نشناخته‌اند، ملّت ایران را اینها نشناخته‌اند، مسئولین جمهوری اسلامی را نشناخته‌اند. ملّت ایران آن ملّتی است که از روز اوّل تا امروز، با همین‌جور توطئه‌ها و با همین‌جور حرفها مواجه بوده؛ آنها خواسته‌اند به ملّت ایران سیلی بزنند، [ولی] ملّت ایران به آنها سیلی زده؛ آنها خواسته‌اند نظام جمهوری اسلامی را ساقط کنند، [امّا] یکی یکی در حسرت این آرزو به گور رفتند. شما ببینید از اوّل انقلاب، [تعداد] این کسانی که در آرزوی نابودی جمهوری اسلامی بودند و حالا از این دنیا با حسرت و با ناکامی رفتند در اعماق جهنّم، چقدر است. جمهوری اسلامی با اقتدار کامل [ایستاده]؛ بعد از این هم همین‌جور خواهد بود. این را همه بدانند -هم دشمن بداند، هم دوستان با اخلاص بدانند، هم آن دوستانی که گاهی دلشان میلرزد بدانند- که جمهوری اسلامی مستحکم ایستاده است و بدانید آنها نمیتوانند به ما سیلی بزنند، ما به آنها سیلی خواهیم زد.

و این به‌خاطر تجهیزات مادّی نیست. تجهیزات مادّی نقش اساسی و تعیین‌کننده ندارند، چیزهای دیگری وجود دارد؛ آن، تجهیزات معنوی است؛ آن عزم و اراده‌ی ثابت است، آن راه‌های استحکام درونی دلهای یکایک آحاد مردم است، آن قدرت تربیت جوانهایی است که در این طوفان عجیب فساد -که در دنیا به‌وسیله‌ی صهیونیست‌ها و امثال آنها دارد ترویج پیدا میکند- قرص و محکم در صراط مستقیم در ایران ایستاده‌اند. جمهوری اسلامی، قدرت اسلامی، نظام اسلامی، میتواند این‌جور جوانهایی را تربیت کند و امروز تربیت کرده و هستند. این، قدرت جمهوری اسلامی است؛ با این قدرت، هیچ قدرت مادّی‌ای تواناییِ مقابله ندارد. و روح [این قدرت] هم، روحِ همین شهادت است.

البتّه در کنار این حرفها، ارزش شهدای ما هم باید معلوم باشد. شهدای دفاع از حرم اگر نبودند، ما باید حالا با عناصر فتنه‌گرِ خبیثِ دشمنِ اهل‌بیت و دشمن مردم شیعه، در شهرهای ایران میجنگیدیم. در برنامه‌های دشمن بود دیگر؛ در عراق که بودند، اینها در یک منطقه‌ای بودند و سعی میکردند خودشان را بکشانند به سمت منطقه‌ی مرزی با جمهوری اسلامی؛ و خودشان را برسانند به مناطق شرقی‌شان که همسایه‌ی جمهوری اسلامی است؛ سعی میکردند بیایند به این استانهایی که با ما هم‌مرزند؛ جلویشان گرفته شد، بهشان تودهنی زده شد، تارومار شدند، پدرشان درآمد، حالا [هم] که دارند بکلّی اِزاله(9) میشوند، جارو میشوند. در سوریه هم همین‌جور؛ اگر این کاری را که سرداران با‌ارزش ما انجام دادند انجام نمیدادند، به قول این آقای مدّاح(10) عزیزمان، حالا باید در همین دوروبَر و اطراف با اینها میجنگیدیم؛ باید در همین خیابانهای خودمان و شهرهای خودمان با اینها مبارزه میکردیم. بخش مهمّی از این امنیّتی که امروز شما دارید، مربوط به همین مدافعان حرم است.

بخش مهمّ دیگری از امنیّت، مربوط به این مرزداران ما است؛ چه از نیروی انتظامی که در مرز مستقرّند، چه از نیروهای زمینی سپاه که در مرز مستقرّند، چه از بقیّه‌ی نیروهایی که در مرزها در حال رفت‌وآمد و استقرار و فعّالیّت و تلاشند؛ این ناشی از برکات آنها است؛ آنها -طفلکها- دیده هم نمیشوند! شما در خانه‌هایتان نشسته‌اید؛ از مرز چه خبر دارید؟ شما پسرتان را، دخترتان را میفرستید مدرسه، می‌آید، نگران نیستید؛ خودتان میروید محلّ کار و می‌آیید، نگران نیستید؛ میروید در پارک می‌نشینید، نگران نیستید؛ راه‌پیمایی میکنید، نگران نیستید؛ نگران ناامنی نیستید، دارید با امنیّت زندگی میکنید. چه خبر دارید که آن ‌که در مرز ایستاده و جلوی دشمن را گرفته که وارد کشور نشود، او دارد چه میکشد؟ این را مردم خبر ندارند؛ او مظلوم است. شهدای مرزی ما مظلومند؛ چه در مرزهای جنوب شرقی یعنی منطقه‌ی بلوچستان و کرمان و مانند اینها، چه منطقه‌ی شمال غربی [یعنی] منطقه‌ی کردستان و کرمانشاه و بقیّه‌ی جاها، چه بقیّه‌ی مناطق دیگری که در مرزها مشکلاتی وجود دارد؛ در همه‌ی اینها، این مرزدارهای ما هستند که دارند با همه‌ی وجود، آنجا دفاع میکنند. اگر این مرزدارها نباشند، از بعضی از مرزهای ما هزارکیلو هزارکیلو موادّ مخدّر وارد کشور میکنند که هر یک کیلویش ممکن است صد جوان را بدبخت کند و به روز سیاه و به خاک سیاه بنشاند. چه کسی جلوی اینها را میگیرد؟ مرزدار ما! اینها هستند که دارند فداکاری میکنند؛ بعد هم شهید میشود؛ این شهید خیلی ارزش دارد. شهید مدافع حرم آن‌جور، شهید مرزبان این‌جور.

شهید کارهای امنیّتی و اطّلاعاتی در داخل کشور [هم] یک‌جور؛ اینهایی که با چشمهای نافذ خودشان میگردند و تیم‌های خرابکار را، تیم‌های تروریست را -که شکل و قیافه‌شان با بقیّه‌ی مردم فرق ندارد، دلهایشان جهنّمی است که دیده نمیشود- پیدا میکنند این مأمور امنیّتی ما با تجربه‌ای که دارد، با هوشی که دارد، با کمکی که از مردم میگیرد، با هدایتی که خدا میکند، میتواند اینها را پیدا کند. اینها را پیدا میکنند و یک‌وقت شما می‌شنوید که چهل تیم را ضربه زدند، بیست تیم را ضربه زدند که هریک از این تیم‌ها میتوانست ده‌ها نفر را به خاک و خون بکشد؛ یک‌وقتی هم یکی از اینها به شهادت میرسد؛ اینها خیلی ارزش دارند.

شما که خانواده‌ی شهدا هستید، خودتان داغدارید و دستتان در کار است؛ من میخواهم این را عرض بکنم -این حرفها پخش میشود، گفته میشود تا مردم بدانند که این شهیدان ما چقدر دارند به این کشور خدمت میکنند- خدمت، فقط دادن آب و نان نیست؛ بالاتر از آب و نان، امنیّت است؛ اینها دارند امنیّت کشور را تأمین میکنند. در همه‌ی مرزهای کشور این‌جوری است؛ چه آنهایی که در خارج کشور در دفاع از حرم کار میکنند، چه آنهایی که در مرزها کار میکنند، چه آنهایی که در داخل شهرها و جادّه‌ها برای امنیّت کار میکنند، همه‌ی اینها حقّ حیات به گردن کشور دارند.

قدر شهدا را باید بدانیم، قدر خانواده‌های شهدا را باید بدانیم. برادران عزیز، خواهران عزیز! هرکسی که سعی کند که یاد شهدا به فراموشی سپرده بشود، به این کشور خیانت کرده؛ هرکسی که سعی کند که به خانواده‌های شهدا اهانت بشود یا بی‌اعتنائی بشود یا مورد تعرّض زبانی قرار بگیرند، به این کشور خیانت کرده؛ [چون] اینجا بحث نظام نیست، بحث کشور است؛ به کشور خیانت کرده. به شهدا باید احترام بگذارند و قدر آنها را بدانند؛ به خانواده‌ی شهدا باید احترام بگذارند و قدر آنها را بدانند؛ خود را زیر بار منّت شهیدان بدانند. خب «زیر بار منّت شهیدان» یعنی چه؟ یعنی زیربار آن همسری که راضی میشود شوهرش برود در میدان جنگ به شهادت برسد؛ پس زیر بار [منّت] آن خانم هم هستند؛ زیر بار منّت آن پدر یا آن مادری که رضایت میدهد فرزندش برود [هم هستند]؛ زیر بار منّت اینها قرار بگیرند و همه بدانند، اینها است که ارزشها را در کشورمان زنده میدارد.

پروردگارا! به محمّد و آل محمّد تو را سوگند میدهیم روزبه­‌روز یاد شهیدان ما را در کشور ما زنده‌تر کن. پروردگارا! روزبه­‌روز عزّت شهیدان و عزّت خانواده‌های شهیدان را در کشور ما بیشتر کن. پروردگارا! این نور شهادت، این فضای شهادت، این طلب شهادت، این شور و شوق به شهادت را که در دل بعضی‌ها هست، خاموش مکن. پروردگارا! هرکسی را که این شوق و شور به‌معنای واقعی کلمه در دل او هست، به این فضیلت برسان؛ تفضّلات خودت را درباره‌ی آنها زیاد کن، شهدا را با پیغمبر محشور کن، با شهدای کربلا محشور کن. روح مطهّر امام بزرگوار ما را که سلسله‌جنبان شهادت بود، از ما راضی و خشنود کن. قلب مطهّر ولیّ‌عصر را از ما راضی و خشنود کن و ما را به رضای آن بزرگواران روزبه­‌روز نزدیک‌تر کن.

والسّلام­ علیکم­ و رحمةالله­ و برکاته

 

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1173 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۰۴:۱۵:۴۰
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1170
۳۰ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۴:۰۷

جزئیات حمله موشکی سپاه به مقر تروریست‌ها در سوریه /شلیک «قیام» و «ذوالفقار» توسط سپاه

در عملیات  سپاه علیه تروریست‌های تکفیری در سوریه موشک‌های ذوالفقار و قیام شلیک و به منطقه دیرالزور اصابت کرد. در آخرین ساعات روز یکشنبه 28 خرداد ماه، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با چند فروند موشک بالستیک میان‌برد مواضع تروریستهای تکفیری (مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی) در منطقه دیرالزور سوریه (فاصله حدود

در عملیات  سپاه علیه تروریست‌های تکفیری در سوریه موشک‌های ذوالفقار و قیام شلیک و به منطقه دیرالزور اصابت کرد.

در آخرین ساعات روز یکشنبه 28 خرداد ماه، نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی با چند فروند موشک بالستیک میان‌برد مواضع تروریستهای تکفیری (مقرّ فرماندهی و مراکز تجمع و پشتیبانی) در منطقه دیرالزور سوریه (فاصله حدود 650 کیلومتر) را مورد اصابت قرار داد.

 

تعداد این موشک‌ها 6 فروند موشک بالستیک میان‌برد زمین به زمین بوده که از پایگاههای موشکی نیروی هوافضای سپاه در استان‌های کردستان و کرمانشاه شلیک شده و پس از عبور از اسمان عراق، به صورت دقیق به اهداف اصابت کرده است.

 

بنا بر اخبار رسیده ، مشخص شد که در این عملیات که به نام عملیات لیله‌القدر نام گرفت از موشک‌های بالستیک «ذوالفقار» و «قیام» استفاده شده است.

 

 

موشک بالستیک میان برد «قیام» در 29 مرداد ماه سال 89 برای اولین با موفقیت تست و شلیک شد.

 

‌این موشک از کلاس جدید موشک‌های ایرانی بود که دارای ویژگی‌های فنی جدید و قدرت تاکتیکی منحصر به فرد است به طوریکه آن را را دروازه ورود ایران به عرصه جدید در ساخت موشک‌های بالستیک و گفته شد این موشک خلاصه‌ای از تجربه 25 ساله صنعت دفاعی کشور در عرصه هوافضا تا آن روز است که نداشتن بالک به عنوان یکی از ویژگی های آن، علاوه بر افزایش سرعت، قابلیت پرتاب موشک از انواع لانچرهای خاص را به آن می‌دهد.

 

این موشک بالستیک  بنا بر ماموریت‌های تعریف شده، می‌تواند اهداف را در فواصل مختلف مورد اصابت قرار دهد.

 

سردار حاجی‌زاده پیش از این در این رابطه گفته بود: «حاج حسن طهرانی مقدم یک بار برنامه‌ریزی کرد که به بُرد 2 هزار کیلومتر برسیم. پس از آن برنامه دیگری داشت و معتقد بود که باید برگردیم و خلاءهای این بُرد را به لحاظ کمی و کیفی برطرف کنیم.

 

‌در این زمان بود که احساس شد یک موشک با برد 800 کیلومتر برای اهداف آمریکایی نیاز داریم اما نه با ابعاد و انداره موشک‌های بزرگ.»

 

فرمانده نیروی هوافضای سپاه افزود: «موشکی مدنظر شهید طهرانی‌مقدم بود که با برد 800 کیلومتر، ابعادی به اندازه موشک شهاب1 داشته باشد.»

 

سرعت آماده سازی و شلیک موشک قیام، یکی دیگر از ویژگی های مهم آن است و البته تمامی ویژگی‌ها از قبیل جنس، مواد و دیگر خصوصیات نیز در این موشک رادارگریز مد نظر قرار گرفته است.

 

امروز میزان انبوهی از موشک بالستیک قیام تحویل نیروی هوافضای سپاه پاسداران انقلاب اسلامی شده است.

 

به گزارش رجانیوز، همچنین حملات موشکی سپاه پاسداران به مواضع داعش در قلب سوریه بازتاب و واکنش‌های زیادی در رسانه های مختلف جهان داشته است.

 

این خبر به دلیل اهمیت آن بلافاصله به یکی از خبرهای اصلی رسانه‌های جهان تبدیل شد. در ادامه به گزارش رسانه‌های مهم که به نکات و جنبه‎های خاصی از این حمله اشاره کرده‌اند خواهیم پرداخت.

 

روزنامه هاآرتص نوشت که ایران برای اولین بار طی 30 سال گذشته موشکهای میان برد خود را عملیاتی کرد و از آن استفاده کرد.

 

 

همچنین پایگاه خبری عاروتص شوع نیز در واکنش به این حمله نوشت؛ زمانی که تروریستهای داعش مسئولیت حملات تروریستی تهران را برعهده گرفتند مقامات ایرانی قول داده بودند که این حملات را تلافی خواهند کرد.

 

سايت ٣٦٠ اسراييل: ايران در اقدامى بسيار نادر، از خاك خود داعش را هدف قرار داد.

 

 

 

الاهرام مصرنوشت: ایران برای نخستین بار در مرزهای خود اهدافي را در سوریه با موشک هدف قرار داد.

 

 

 

 

خبرنگار المانیتورهم طی نکته ای جالب توجه یادآور شد: وقتی ایران داعش را هدف قرار می‌دهد، رویترز آنها را «گروه شبه‌نظامی» می‌نامد، وقتی آمریکا داعش را هدف می‌گیرد، رویترز آنها را «دولت اسلامی» می‌‌خواند.

روزنامه آمریکایی وال استریت ژورنال در گزارش خود نوشت: سپاه پاسداران ایران در یک حمله بی سابقه و  مستقیم مواضع داعش در دیرالزور را با موشکهای سطح به سطح هدف قرار داد.

 

این روزنامه در گزارش خود نوشته، سپاه هشدار داده است که به هرکس که به خاک ایران حمله کند با همین روش پاسخ خواهد داد.

 

کانال 10 رژیم صهیونیستی نیز به نقل از یک مقام اطلاعاتی اسرائیل گزارش داد که موشکهای شلیک شده سپاه به داعش در سوریه از نوع موشک بالستیک شهاب 3 با برد 800 تا 1200 کیلومتر بوده اند.

 

این شبکه اضافه کرد؛ حمله روز یک شنبه یک حمله گسترده کم سابقه و مستقیم از جانب سپاه بود.

 

خبرگزاری آسوشیتدپرس در این زمینه نوشت: حمله موشکی روز یک شنبه یک حمله گسترده مستقیم و نادر از سوی سپاه در میانه حمایتهای کامل آن از بشار اسد رئیس جمهوری سوریه بود.

 

 

 

خبرگزاری فرانسه با اشاره به حملات تروریستی تهران و اینکه مقامات ایرانی ریاض را متهم به دست داشتن در این حملات کرده بودند نوشت: سپاه پاسداران موشکهایی در تلافی این حملات به سمت مواضع داعش در سوریه شلیک کرد.

 

کانال ٧ اسراییل در این زمینه نوشت؛ در بیانیه ایران (در مورد حمله موشکى) تهدیدى تلویحى علیه دشمنان این کشور از جمله عربستان، اسراییل و آمریکا وجود دارد.

 

 

علی واعظ تحلیلگر غربی و عضو گروه مدیریت بین المللی بحران در واکنش به این حمله گفت: موشکها احتمالا از نوع ذوالفقار بودند. نکته جالب این است که موشکها از جایی(کرمانشاه و کردستان) شلیک شد که گفته می‌شود داعش از این مناطق اقدام به جذب نیرو کرد بود.

 

سردبیر نشریه بیلد آلمان در حساب توئیتری خود نوشت: لحظاتی بعد از اینکه آمریکا جنگنده سوریه را ساقط کرد، ایران با شلیک موشکهای میان برد به آن پاسخ داد.

 

 

روزنامه آمریکایی نیویورک تایمز در گزارش نوشت: ایران برای تنبیه تروریستها که اخیرا در تهران دست به  حمله تروریستی زده بودند با حمله موشکی به مواضع آنها در سوریه حمله کرد.

 

این روزنامه آمریکایی در ادامه افزود: این اقدام همچنین یک پیام به دشمنان ایران در منطقه از جمله عربستان و اسرائیل و همچنین آمریکا بود که دارای چندین پایگاه نظامی در خاورمیانه است.

 

 

روزنامه نیویورک تایمز همچنین نوشت که حمله موشکی سپاه، نشانه‌ای از رشد قدرت نظامی ایران در منطقه است.

 

شبکه خبری الجزیره قطر با اشاره به حمله موشکی ایران به مواضع داعش در دیرالزور گزارش داد؛ شلیک موشکهای سپاه، که برای اولین بار طی 30 سال گذشته از مرزهای ایران خارج می‌شوند، چند ساعت پس از آن صورت گرفت که آیت الله علی خامنه‌ای رهبر عالی ایران گفته بود به دشمنان سیلی خواهیم زد و این بیانیه را در وبسایت خودش قرار داد.

الجزیره در ادامه نوشت: خبرنگار ما در غازیانتپ در نزدیکی مرز ترکیه و سوریه این حملات موشکی را بسیار با اهمیت و یک تحول مهم خواهند.

 

 

این گزارش در ادامه می‌نویسد: اقدام ایران را باید در 2 چارچوب ببینیم. یکی از بعد جنگ داخلی سوریه که ایران در آن مستشار نظامی دارد و دیگر در چارچوب ژئوپلتیک. باید ببینیم که چه واکنشی از سوی عربستان، آمریکا و اسرائیل به این حمله موشکی انجام خواهد شد.

 

روزنامه انگلیسی گاردین با پوشش خبر حمله موشکی ایران به داخل سوریه نوشت: اگر چه ایران در داخل عراق و سوریه با داعش میجنگند اما این برای اولین بار است که تهران از درون خاک خود علیه مواضع داعش در سوریه دست به چنین اقدامی میزند و آن را رسما اعلام می‌کند.

 

 

گاردین افزود: سپاه پاسداران که عربستان را به خاطر حملات تروریستی در تهران سرزنش کرد هفته گذشته گفته بود ریخته شدن خون انسانهای بیگناه را بدون پاسخ نمیگذارد.

 

خبرنگار سی‌ان‌ان در تهران نیز در این باره گفته، حمله موشکی ایران به سوریه نشان‌دهنده افزایش نقش ایران در تحولات سوریه است.

 

 

بخش فارسی خبرگزاری اسپوتنیک با تیتر “سیلی را داعش خورد تا صدایش را دیگران بشنوند” به بررسی این  حمله پرداخت و نوشت: تلافی حمله داعش به تهران را ایران می‌توانست به شکل های مختلف پس بدهد اما انتخاب گزینه استفاده از موشک‌های میان برد هم تلافی حمله بود، هم پیغامی برای حامیان داعش، وبدیهی است که هدف ایران بیش از تلافی اخطار به دیگران بود.

 

 

اسپوتنیک در ادامه با اشاره به موشکهای بومی ایران نوشت؛ این مساله که هیچ کشوری در زمان حمله عراق به ایران حاضر نشد به ایران موشک بدهد باعث شد ایران خود دست به کار شود تا تسلیحات دفاعی مورد نیاز خود را خود تولید کند و وابسته به خارج نباشد. امروز دیگر رویای ایرانیها رساندن موشک‌ به بغداد نیست بلکه موشک‌های ایرانی از بالای سر بغداد به راحتی عبور می‌کنند و صدها کیلومتر آن طرف‌تر فرود می آیند.

 

همچنین حمله موشکی ایران به داعش در سوریه؛ ترند سوم گوگل شناخته شد.

 

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1170 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۰۴:۰۷:۴۶
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1167
۲۷ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۸:۰۴

آقای روحانی! فرمان پيامبر(ص)در غدير مبنی بر «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ /توصيه می کنم اگر فرصتی داشتيد چند صفحه ای از کتاب ارزشمند« الغدير مرحوم علامه امينی» ورق بزنيد

حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش: شما که علی عليه السلام را طرفدار دموکراسی معرفی می کنيد فرمان پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير مبنی بر نصب علی عليه السلام به عنوان امام و ولی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ آيا تصميم پيامبر(ص) بر خلاف دموکراسی دانسته، ايشان

حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش:

شما که علی عليه السلام را طرفدار دموکراسی معرفی می کنيد فرمان پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير مبنی بر نصب علی عليه السلام به عنوان امام و ولی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ آيا تصميم پيامبر(ص) بر خلاف دموکراسی دانسته، ايشان را به نوعی استبداد متهم می کنيد؟! توصيه می کنم اگر فرصتی داشتيد چند صفحه ای از کتاب ارزشمند« الغدير مرحوم علامه امينی» ورق بزنيد. آيا می خواهيد پس از گذشت 1400 سال از غديرخم و زحمات امثال مجلسی ها و امينی ها امروز حق را به غاصبان ولايت و امامت بدهيد؟

سخنان اخیر حسن روحانی در ضیافت افطار اساتید دانشگاه در رابطه با مبنای ولایت از دیدگاه امیرالمومنین واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است.

در همین راستا حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش دبیر سیاسی نشریه پرتو سخن یادداشتی را در این باره در تهیه کرده که در ادامه در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:
آيا مبنا ولايت امير المومنين عليه السلام، ‌رای مردم است؟
«اميرالمومنين مبنای ولايت و مبنای حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند. لمن وُلّيتموه امرکم، هرکس شماها برويد او را برگزينيد به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه،‌ من هم اطاعت می کنم،‌ من هم می شنوم و اجرا می کنم. انتخابات که ما امروز دنبالش هستيم و آرای مردم، ‌اين پيروی از تفکر غرب نيست؛‌ رای مردم و نظر مردم هديه دنيای غرب بعد از رنسانس برای ما نيست. ما دارای مذهب و مرام و دينی هستيم که اميرالمومنين مبنای حکومت و فرمانروايی را رای مردم و خواست مردم و آرای مردم می داند.»
اشتباه نکنيد سخنان فوق سخن مولوی عبدالحميد يا يکی از علمای اهل سنت نيست، سخن  آقای حسن روحانی است که در لباس روحانيت شيعه و از پايگاه رياست جمهوری کشور امام زمان عج و منتخب ملت شيعه اخيرا بيان شده است!!
نکاتي در باره سخنان فوق:
1. آقای خاتمی هم در دوره دوم رياستش به اين گونه حرف ها پناه برد و فرمايش پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير خم « من کنت مولاه فهذاعلی مولاه» را به معنای دوست معنی کرد!
2. آيا برای کسب چند ميليون رای اهل سنت کشور روی ولايت اميرالمومنين عليه السلام معامله ای محرمانه صورت گرفته است که اکنون در حال اجراست؟!
3. شما که علی عليه السلام را طرفدار دموکراسی معرفی می کنيد فرمان پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير مبنی بر نصب علی عليه السلام به عنوان امام و ولی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ آيا تصميم پيامبر(ص) بر خلاف دموکراسی دانسته، ايشان را به نوعی استبداد متهم می کنيد؟! توصيه می کنم اگر فرصتی داشتيد چند صفحه ای از کتاب ارزشمند« الغدير مرحوم علامه امينی» ورق بزنيد. آيا می خواهيد پس از گذشت 1400 سال از غديرخم و زحمات امثال مجلسی ها و امينی ها امروز حق را به غاصبان ولايت و امامت بدهيد؟
4. ظاهرا اين سخنان در امتداد همان مطلبی است که به عنوان مقدمه ای بر کتاب «ايران و جهانی شدن نوشته سريع القلم» نوشته ايد: «کشور ما در پارادوکس میان «رشد» از یک طرف و «هویت» از طرف دیگر محتاج نوعی تعادل است. در واقع تدوین هر نوع استراتژی ملی باید به این دو پایه و استوانه ی کلیدی توجه کند.» و آقای سريع القلم در همان کتاب مورد تاييد شما تعادل را اين گونه تعريف می کند «میزان و شاقول ارزیابی‌ها و قضاوت‌ها و ارتباطات، قدرت و پول است. بنابراین، اگر فرد و نهادی در اتخاذ تفکر و راهنمای اسلامی بخواهد حداکثرگرا باشد، به طور مسلم با این جهان مشکل پیدا خواهد کرد و به خصوص در تفکر شیعی که عدالت‌خواهی ملاک اصلی آن است، مشکلات به مراتب بیشتر خواهد بود.» (ايران و جهانی شدن، ص124-125( البته اين موضوع در دولت آقای خاتمی ريل گزاری شد، آن ها می گفتند« تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.»( روزنامه صبح امروز، 23/8/78،ص8)  آيا با اين گونه حرف ها می خواهيد هويت ملتی سترگ و ولايیرا به چالش بکشيد و به اصطلاح تعادل ايجاد کنيد؟!
5. آقای روحانی با اين حرف ها می خواهد اصل مشروعيت ولايت امام معصوم ع را بزند تا ولايت فقيه را که مشروعيتش از نصب عام امام معصوم نشأت می گيرد زير سوال ببرد؛ تا جلوی پروسه بنی صدری شدن وی که مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار داده اند، بگيرد. از سوی ديگر وی می خواهد اين گونه وانمود کند که مردم به هرکسی که رای دادند مشروع است و حتی امير المومنين عليه السلام نيز بايد از او اطاعت کند. اکنون که او دوباره رای آورده است همه از جمله امام خامنه ای نيز بايد از او اطاعت کنند و حرف بشنوند!! صحبت هايی که نظير آن را بنی صدر در دهه 60 مطرح مي کرد و ادعا مي کرد من ولی فقيه هستم و امام بايد از من تبعيت کند چون رهبری 60 رشته علم می خواهد که من از همه آن ها برخوردارم. البته پيش بيني مي شد که آقاي روحاني در دوره دوم رياستش صريح تر از دوره اولش به ميدان بيايد زيرا در دور اول ترس از عدم تاييد صلاحيت يا راي نياوردن داشت ولي در اين دوره ديگر چنين ترسي وجود ندارد. البته وي بايد بداند که از جاي خوبي شروع نکرده است؛ زيرا ملت بزرگ ايران از هرجناح و دسته سياسي که باشد بر سر ولايت امير المومنين عليه السلام معامله نخواهد کرد. اين ملت همان ملتي است که به خاطر اهانت به يک پرچم امام حسين عليه السلام 9 دي آفريد و فتنه گران را جاروب کرد.
6. يکي از انواع مغالطات، تحريف عبارت متکلم و گرفتن بخشي از کلام و رها کردن بخش ديگر آن است. مثلا «کلوا و اشربوا» را بگيرد و «ولاتسرفوا »را  حذف کند آقاي روحاني با وجود صدها سند قرآني و روايي بر الهي بودن ولايت و حکومت امير المومنين عليه السلام، تنها به جمله اي کوتاه آن حضرت که در مقام سرزنش و گلايه از مخاطبانش بوده را گرفته و قبل و بعد همين عبارت را نيز حذف کرده است تا تاييدي بر مدعاي باطل خودش بگيرد!
حضرت در مقام گلايه از کساني بودند که با سکوتشان در برابر غصب خلافت، 25 سال اسلام را از ريل اصلي اش خارج کردند و امام به حق که از جانب خداوند و پيامبرش منصوب شده بود را غريب و تنها گذاشتند و رفتند؛ اکنون پس از قتل عثمان به درب خانه علي عليه السلام آمده اند و به ايشان پيشنهاد پذيرش خلافت و حکومت مي دهند، حضرت ابتدا آن ها را سرزنش مي کنند و مي فرمايند «دعوني و التمسوا غيري» مرا رها کنيد و به سراغ ديگري برويد «فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا يَقُومُ لَهَا الْقُلُوبُ وَ لَا يَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ…؛ ما با موضوعي مواجه هستيم که وجوه و رنگ هاي گوناگوني دارد که همه دل ها براي آن آماده نمي شوند و همه عقل ها نيز بر آن ثابت نمي مانند» يعني شما بر سر عهدتان باقي نمي مانيد( پيش بيني اي که محقق شد و همين دعوت کنندگان در جنگ هاي مختلف با حضرت جنگيدند) سپس فرمود «وَ اعْلَمُوا أَنِّي إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أُصْغِ إِلَي قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ‏ الْعَاتِب؛ بدانيد که من اگر تقاضاي شما را بپذيرم، بر اساس علم خودم حکم خواهم کرد و به سخن هيچ گوينده اي وعتاب هيچ عتاب کنده اي گوش نخواهم داد.» ( همان جمله اي که شبيه آن را در شوراي 6 نفره در برابر پيشنهاد خلافت به ايشان با شرط عمل به سيره شخين،‌ خطاب به اعضاي شورا فرمودند.)
در واقع اين جمله تصريح دارد بر اين که من مشروعيتم را از شما نخواهم گرفت و به همين دليل آن چه شما و مردم بخواهند اجرا نخواهم کرد بلکه آن چه خداوند بخواهد عمل مي کنم. سپس فرمود« وَإِنْ تَرَكْتُمُونِي فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَلَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ اَمركُمْ؛ولي اگر مرا رها کنيد من نيز مانند شما مثل گذشته اقدام خواهم کرد و نسبت به آن کسي که انتخاب کرديد شنواتر و مطيع تر خواهم بود.» به عبارت ديگر،‌مانند گذشته هرکسي که مي خواهيد برگزينيد من هم بر همان منوال وظيفه ام انجام مي دهم. معناي اين جمله اين نيست که من واقعا مبناي ولايت را راي شما مردم مي دانم. حقيقتي که مخاطبان معناي آن را فهميدند و به همين دليل از ايشان دست بر نداشتند و با حضرت بيعت کردند. در واقع حضرت امير عليه السلام اساس کار را با اين جماعت محکم کرد تا چند روز ديگر اقدام ديگري صورت ندهند.ولي ظاهرا اگر آقاي روحاني در آن جمله مي بود اين سخن را مبناي خواست خودش قرار مي داد و مي گفت حضرت نپذيرفتند و فرمودند هر کسي که شما انتخاب کرديد او مطاع است و مشروع! برويم هر کسي را که خواستيم انتخاب کنيم حتي اگر معاويه باشد.
7. بر اساس مدعاي آقای روحانی نه تنها خلفی سه گانه مشروعند بلکه حتي معاويه و يزيد نيز مشروعند زيرا مردم در ماجراي صفين به حکميت راي دادند و نتيجه مذاکرات صفين عزل علي عليه السلام و نصب معاويه شد و معاويه نيز از مردم براي يزيد بيعت گرفت پس، اقدامات امام حسن ع و امام حسين ع و حضرت زهرا س در مقابله با خلفا، معاويه و يزيد همه بر خلاف اصول دموکراسي و مبناي امير المومنين بوده است!
ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1167 توسط مدير وب سايت و در روز شنبه ۲۷ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۰۸:۰۴:۰۴
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1164
۲۷ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۸:۰۱

از مقررات سیاست‌مداران ماکیاولی است که آن‌قدر دروغ‌های بزرگ بگویید تا دست‌کم مردم مرتبه‌ای از آن را باور کنند/مدیریت جامعه از فروع ربوبیت الهی است که خدا به پیغمبر و بعد به ولی امر مسلمین واگذار کرد

آیت الله مصباح یزدی در جلسه درس اخلاق: در گذشته مواردی داشته‌ایم که گاهی اگر مسئولی سخنی می‌گفت که خلاف درمی‌آمد، شرمنده می‌شد و درصدد برمی‌آمد که به‌گونه‌ای آن را توجیه کند تا دروغ تلقی نشود، اما کار به جایی می‌رسد که آن چنان دروغ در بین مسئولان زیاد می‌شود و کسی تعجب نمی‌کند، حتی

آیت الله مصباح یزدی در جلسه درس اخلاق:

در گذشته مواردی داشته‌ایم که گاهی اگر مسئولی سخنی می‌گفت که خلاف درمی‌آمد، شرمنده می‌شد و درصدد برمی‌آمد که به‌گونه‌ای آن را توجیه کند تا دروغ تلقی نشود، اما کار به جایی می‌رسد که آن چنان دروغ در بین مسئولان زیاد می‌شود و کسی تعجب نمی‌کند، حتی منتظر دروغ دیگری هستند. گاهی مثل این‌که مسابقه می‌گذارند که ببینند کدام دروغ بزرگ‌تری می‌گویند.

حق متقابل مردم و زمامدار از نگاه امیرمؤمنان‌علیه‌السلام
برکات رعایت حق مردم و زمامدار
در جلسات گذشته با  استفاده از روایات گفتیم که خداوند متعال حقوقی متناسب، هم‌سنگ و متبادل برای بندگان نسبت به یکدیگر وضع فرموده است. یکی از این حقوق حق زمامدار بر مردم است که از همه بزرگ‌تر و دارای عظمت بیشتری است. از فرمایشات امیرالمؤمنین‌علیه‌السلام در نهج‌البلاغه شاهدی بر این مطلب آوردیم که بعضی از عباراتش را خواندیم. اکنون به ادامه آن می‌پردازیم.
فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ اَلرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ اَلْوُلاَةِ وَلاَ تَصْلُحُ اَلْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ اَلرَّعِيَّةِ؛ این بیان در جهت تبیین این مطلب است که حق راعی و رعیت حق مزدوج و جفتی هستند؛ همان‌طور که والی حقی بر مردم دارد، مردم نیز حقی بر والی دارند. در صورتی والی می‌تواند به‌درستی به وظایفش عمل کند که مردم کمک کنند و حرف‌شنوی داشته باشند و از آن طرف در صورتی مردم دارای صلاح و شایستگی خواهند بود که زمامدار خوبی داشته باشند. یک نوع «دور معی» است؛ یعنی هر دو به هم بستگی دارند. از یک طرف، والی کمک‌ می‌کند ‌که مردم صلاحیت و لیاقت رحمت‌های بیشتر الهی را پیدا کنند و به کمال و سعادتشان برسند و از طرف دیگر، شرط موفقیت والی این است که مردم هم حرف‌شنوی داشته باشند و هم در اجرای منویاتش به او کمک کنند.
فَلَيْسَتْ تَصْلُحُ اَلرَّعِيَّةُ إِلاَّ بِصَلاَحِ اَلْوُلاَةِ؛ مردم جز در پرتو زمامدار شایسته، هیچ‌گاه آن‌طور که باید و شاید به صلاح و کمال نمی‌رسند. وَلاَ تَصْلُحُ اَلْوُلاَةُ إِلاَّ بِاسْتِقَامَةِ اَلرَّعِيَّةِ؛ ‌والیان هم نمی‌توانند کارشان را به شایستگی انجام بدهند، مگر این‌که مردم استقامت داشته باشند و به وظایفشان عمل کنند. فَإِذَا أَدَّتْ اَلرَّعِيَّةُ إِلَى اَلْوَالِي حَقَّهُ وَأَدَّى اَلْوَالِي إِلَيْهَا حَقَّهَا عَزَّ اَلْحَقُّ بَيْنَهُمْ؛ اگر طرفین، حق همدیگر را رعایت کردند، حق در میان چنین جامعه‌ای عزت پیدا می‌کند. وَقَامَتْ مَنَاهِجُ اَلدِّينِ وَاعْتَدَلَتْ مَعَالِمُ اَلْعَدْلِ؛ حضرت در این فراز برقراری نظام عادلانه در جامعه را با اجرای احکام دین توأم می‌دانند. این مطلب بسیار عجیبی است. البته ممکن است بگوییم بالاخره ایشان در آن زمان به عنوان یک والی دینی و کسی‌که بر اساس دین به این مقام رسیده است، بر مردم حکومت می‌کردند. ولی شاید اشاره به این مطلب باشد که احکام و مقرراتی در جامعه موجب سعادت می‌شود که موافق ارزش‌های دینی باشد و اگر مقرراتی با ارزش‌های دینی همخوان نباشد، نهایتا به سعادت انسان‌ها نمی‌انجامد.
اگر طرفین حق یک‌دیگر را رعایت کردند، حق عزت پیدا می‌کند، برنامه‌های دینی جریان پیدا می‌کند و از افراط، تفریط‌ و کج‌روی‌ جلوگیری می‌شود. وَجَرَتْ عَلَى أَذْلاَلِهَا اَلسُّنَنُ؛ وقتی والی و رعیت حقوق یک‌دیگر را رعایت می‌کنند، جریان کارها در مسیری صاف و صحیح پیش می‌رود و اعوجاج و انحرافات در آن پیدا نمی‌شود. فَصَلَحَ بِذَلِكَ اَلزَّمَانُ وَطُمِعَ فِي بَقَاءِ اَلدَّوْلَةِ وَيَئِسَتْ مَطَامِعُ اَلْأَعْدَاءِ؛ وقتی جریان کارها در مسیر صحیحی که دین ترسیم می‌کند، قرار گرفت، دولت پایدار می‌ماند و دشمنانی که چشم طمع به این داشتند که روزگاری این دولت را از بین ببرند و در آن تصرفات نابه‌جا کنند، ناامید می‌شوند. این در صورتی است که هیأت حاکمه و توده مردم هر دو وظایف خودشان را بشناسند و به آن درست عمل کنند.
آثار عدم رعایت حق مردم و زمامدار
وَإِذَا غَلَبَتِ اَلرَّعِيَّةُ وَالِيَهَا أَوْ أَجْحَفَ اَلْوَالِي بِرَعِيَّتِهِ اِخْتَلَفَتْ هُنَالِكَ اَلْكَلِمَةُ وَظَهَرَتْ مَعَالِمُ اَلْجَوْرِ؛ اما اگر هر دو به وظیفه خودشان عمل نکردند، مثلا مردم به‌جای این‌که مقررات را رعایت بکنند و وظایفی که نسبت به زمامدار دارند، انجام بدهند، بر او شوریدند یا از آن طرف، والی به اجحاف، ظلم، گرفتن مالیات‌های بی‌جا و… پرداخت، درست عکس آن نتایج قبلی به وقوع خواهد پیوست. رعایت حقوق والی و رعیت، الفت بین مردم را سامان می‌دهد و ائتلاف و همدلی بین مردم به وجود می‌آورد. اما وقتی وظایفی را که نسبت به یک‌دیگر دارند رعایت نکنند، برعکس می‌شود؛ ائتلاف تبدیل به اختلاف می‌شود و هر کسی ساز خودش را می‌زند.
وقتی مردم می‌بینند والی به وظایفش عمل نمی‌کند، آن‌ها هم فرمان او را گوش نمی‌دهند. وقتی می‌بینند مقررات رعایت نمی‌شود، آن‌ها هم می‌گویند چرا ما رعایت کنیم. مردم گروه گروه می‌شوند و هر کسی به دنبال منافع خودش می‌رود. این است که بین مردم اختلاف به وجود می‌آید و حقوق همه پایمال می‌شود. وَكَثُرَ اَلْإِدْغَالُ فِي اَلدِّينِ؛ در آن‌جا فرمود رعایت حقوق همدیگر باعث عزت دین می‌شود؛ در این‌جا می فرماید: وقتی والی و رعیت حقوق همدیگر را رعایت نمی‌کنند، فریب‌کاری و دغل‌بازی در دین زیاد می‌شود و کسانی به نام دین، علیه دین کار می‌کنند. در نتیجه دین در جامعه عزت خودش را از دست می‌دهد.
عزت تابع وحدت امت و الفتی بود که خدا بین دل‌ها ایجاد کرده بود. وقتی این الفت برداشته شد در واقع شیرازه جامعه از هم می‌پاشد و دیگر آن عزتی که برای دین است، از بین می رود؛ کسانی از فرصت سوءاستفاده می‌کنند به نام دین، ولی به نفع خود، بستگان و گروه‌شان تلاش می‌کنند. وَتُرِكَتْ مَحَاجُّ اَلسُّنَنِ؛ وسط جاده‌های روشن و واضح که هیچ اعوجاجی ندارد ترک می‌شود؛ یعنی وقتی به جامعه به عنوان یک جاده نگاه می‌کنی، می‌بینی کسی از وسط جاده‌ که صاف و روشن است، نمی‌رود و افراد از گوشه و کنارها عبور می‌کنند و دنبال این هستند که برای رسیدن به منافع خودشان راهی برای سوءاستفاده پیدا کنند. وَكَثُرَتْ عِلَلُ اَلنُّفُوسِ؛ دل‌ها بیمار می‌شود. همین‌طور که جسم انسان بیمار می‌شود و انحراف پیدا می‌کند، دل‌های مردم نیز انحراف پیدا می‌کند و به بیماری‌های روانی، عقلانی، شخصیتی و… مبتلا می‌شود.
وقتی که جامعه در سایه دین عزت پیدا کرده بود و دل‌های مردم با هم بود و همه یک‌دیگر را دوست می‌داشتند، اگر کسی پیدا می‌شد که کار غلطی می‌کرد یا یک ناهنجاری انجام می‌داد، همه تعجب می‌کردند و از چرایی آن اتفاق به وحشت می‌افتادند. اما برعکس وقتی حقوق رعایت نمی‌شود، ابتدا رابطه بین مردم و والی ضعیف می‌شود، سپس دل‌های مردم از هم پراکنده و جدا می‌شود و هر کس به فکر منفعت شخصی خودش می‌رود. در نتیجه مردم به ناهنجاری‌ها عادت می‌کنند و کسی از نوع رفتار، نوع لباس، ارتکاب گناه، دروغ، غیبت، تهمت و… تعجب نمی‌کند.
در گذشته مواردی داشته‌ایم که گاهی اگر مسئولی سخنی می‌گفت که خلاف درمی‌آمد، شرمنده می‌شد و درصدد برمی‌آمد که به‌گونه‌ای آن را توجیه کند تا دروغ تلقی نشود، اما کار به جایی می‌رسد که آن چنان دروغ در بین مسئولان زیاد می‌شود و کسی تعجب نمی‌کند، حتی منتظر دروغ دیگری هستند. گاهی مثل این‌که مسابقه می‌گذارند که ببینند کدام دروغ بزرگ‌تری می‌گویند.
اصلا این جزو مقررات سیاست‌مداران ماکیاولی است که آن‌قدر دروغ‌های بزرگ بگویید که دست‌کم مردم مرتبه‌ای از آن را باور کنند. فَلاَ يُسْتَوْحَشُ لِعَظِيمِ حَقٍّ عُطِّلَ؛ اگر حقی تعطیل شود، کسی وحشت نمی‌کند. وَلاَ لِعَظِيمِ بَاطِلٍ فُعِلَ؛ وقتی کار باطل بزرگی انجام می‌گیرد، مردم عادت کرده‌اند و کسی تعجب نمی‌کند. فَهُنَالِكَ تَذِلُّ اَلْأَبْرَارُ وَ تَعِزُّ اَلْأَشْرَارُ؛ به دنبال این تغییرات، نیکان در جامعه خوار و بی‌مقدار، و اشرار و فریب‌کاران عزیز می‌شوند. وَتَعْظُمُ تَبِعَاتُ اَللَّهِ سُبْحَانَهُ عِنْدَ اَلْعِبَادِ؛ این طور که شد، کیفرهای خدا هم بر چنین مردمی سنگین خواهد بود. فَعَلَيْكُمْ بِالتَّنَاصُحِ فِي ذَلِكَ وَحُسْنِ اَلتَّعَاوُنِ عَلَيْهِ؛ حال که این را دانستید و فهمیدید حق ولایت چقدر بزرگ است، سعی کنید صادقانه برای یکدیگر دلسوزی کنید، به فکر دیگران باشید و سایر افراد جامعه را مانند خودتان بدانید.
چنین تصور کنید که شما یک خود بزرگ هستید که هفتاد میلیون عضو دارید. فکر این نباشید که فقط نفع خودتان را تأمین کنید. با همدیگر تناصح داشته باشید. تناصح از ماده نُصح و نصیحت است. ما در فارسی نصیحت را به معنای پند و اندرز دادن به دیگران به کار می‌بریم، ولی در عربی، معنای آن این نیست. ماده نصح به معنای خالص است. این واژه درباره عسل به کار می‌رود و به این معناست که هیچ آمیزه‌ای ندارد و زیر و رویش یکی است. اصل نصیحت به معنای یک‌رویی، صاف بودن، دلسوزی و خیرخواه بودن است. البته لازمه این حالت این است که وقتی انسان می‌بیند کسی اشتباه می‌کند، به او تذکر بدهد. حضرت می‌فرماید: این روحیه را در خودتان تقویت کنید و تناصح داشته باشید؛ یعنی همه سعی کنید نسبت به یک‌دیگر یک رنگ و دلسوز باشید. این طور نباشد که برای پیشرفت کاری یک مشت دروغ به هم ببافید و دیگران را فریب بدهید تا به مقصودتان برسید. این کار خوبی نیست و عاقبت ندارد. این کار نه برای خودتان خوب است و نه برای جامعه‌ای که در آن زندگی می‌کنید یا در آن مسئولیتی دارید.
نتیجه این ‌که حقوق مردم و زمامدار در چند محور قرار می‌گیرند؛ یکی تأمین نیازمندی‌های مردم است، یکی ایجاد وحدت و الفت بین مردم است و یکی هم عمل کردن به احکام دین و رعایت مقررات شرعی است. این‌ها مسایلی است که والی باید رعایت بکند و مردم هم باید به او کمک کنند و راهنمایی‌های او را بپذیرند تا در این کار موفق بشود.
حق مردم بر والی از نظر امیرمؤمنان‌علیه‌السلام
اکنون این سؤال مطرح می‌شود که حق والی و رعیت چیست که باید رعایت شود؟ واقعا حاکم بر مردم و مردم بر حاکم چه حق‌هایی دارد؟ در جلسات گذشته، در ضمن بحث‌های عقلی و عرفی، به وظیفه‌های والی پرداختیم و گفتیم وظایف حکومت از همان حکمت وجود حکومت سرچشمه می‌گیرد. اگر ما کمبودهایی که وجود حاکم و حکومت برای جبران آن‌هاست را درست درک کنیم، وظیفه حاکم نسبت به مردم را نیز می‌شناسیم. اکنون بنا داریم این مطالب را از روایات استفاده کنیم. از امیرمؤمنان در نهج‌البلاغه نقل شده است که فرمود: أَيُّهَا النَّاسُ إِنَّ لِي عَلَيْكُمْ حَقّاً وَ لَكُمْ عَلَيَّ حَقٌّ؛ آهای مردم! بدانید من حقی بر شما دارم و شما نیز حقی بر من دارید. فَأَمَّا حَقُّكُمْ عَلَيَّ فَالنَّصِيحَةُ لَكُمْ؛ اما حقی که شما بر من دارید این است که خیر شما را بخواهم. وَتَوْفِيرُ فَيْئِكُمْ عَلَيْكُمْ؛ «فیء» اصطلاحی است که در کلمات متشرعه و کلمات اهل‌بیت‌صلوات‌الله‌علیهم‌اجمعین به کار می‌رود و تقریبا به معنای درآمدهای اجتماعی است؛ البته از نظر اسلام شاخه‌های مختلفی دارد و افزون بر خراج، خمس و زکات، شامل عوارض و مالیات‌هایی که حاکم تعیین می‌کند، نیز ‌می‌شود. مجموع این درآمدها بیت‌المال را تشکیل می‌دهد و باید عاید مردم جامعه بشود.
سامان دادن نظام مالیاتی و بیت‌المال؛ اولین وظیفه دولت
از آن‌جا که عموم مردم بیش از همه نیازهای مادی را درک می‌‌کنند، اولین وظیفه‌ حاکم، فراهم کردن درآمدهای اجتماعی و بیت‌المال است. اگر حاکم نباشد، هر کسی در هر گوشه‌ای می‌گوید این درآمد بیت‌المال است و من خودم آن را این‌گونه مصرف می‌کنم. در زمان دولت غاصب قبلی، بهترین راهی که مؤمنان برای پرداخت حقوق شرعی‌شان داشتند این بود که به فقها مراجعه می‌کردند. آن وقتی که حکومت اسلامی نبود و ولایت‌امر و ولی‌امر مسلمین در کار نبود، مرتبه نازله‌اش این بود که به کسی مراجعه کنند که در آن زمان به اهداف ائمه اطهار نزدیک‌تر است. این بود که مردم احتیاط می‌کردند و وجوهات شرعی‌شان را به مرجع تقلیدشان یا کسانی که از ایشان اجازه داشتند، می‌دادند.
این‌ کار به خاطر این بود که در آن زمان حاکم واحد اسلامی وجود نداشت وگرنه در یک جامعه اسلامی، یک دستگاه حکومتی باید باشد که نیازهای کل جامعه را تأمین کند و اگر به تنهایی نمی‌تواند، باید شعبه‌ها و مأمورانی در شهرها و محلات مختلف داشته باشد، اما باید از یک سیستم باشد و مخروطی باشد که در رأس مخروط ولی‌امر قرار گرفته است. دیگران شعبه‌هایی هستند که از او ناشی می‌شوند و با اجازه او کار می‌کنند. این نماد وحدت یک جامعه است. اگر جامعه‌ای بیت‌المال واحدی نداشته باشد، نمی‌توان آن را جامعه واحد حساب کرد. اگر تشکیل دولت واحد اسلامی میسر باشد، یک دستگاه مالی خواهد داشت. بنابراین اولین کاری که حاکم باید انجام بدهد، این است که نظام مالیاتی و سپس بیت‌المال جامعه را سامان ببخشد تا هم درآمدها به موقع خودش به بیت‌المال واریز بشود و هم در مقام مصرف، به صورت صحیحی مصرف بشود و این‌گونه نباشد که مثلا در یک‌جا از چند کانال استفاده کنند و در جای دیگر عده‌ای محروم بمانند. اولین کار حکومت اسلامی این است که به دستگاه بیت‌المال نظم بدهد و سعی کند درآمدها درست کسب بشود، زکوات درست جبایه بشود و اگر مالیات‌هایی زائد بر خمس و زکات لازم است تعیین بشود.
وجوب پرداخت مالیات
در روایات آمده است که در زمان امیرالمؤمنین‌سلام‌الله‌علیه غیر از زکات واجبی که بر انعام اربعه بود، بر هر اسب باری نیز یک درهم مالیات وضع کردند. روشن است که اصل زکات به اسب بارکش تعلق نمی‌گیرد، ولی فرمان امیرالمؤمنین این بود که این‌ها باید مالیات بدهند. زیرا بقیه مالیات‌ها برای اداره جامعه کافی نبود و وقتی این اسب‌ها در کوچه‌ها راه می‌افتادند، هزینه‌هایی برای جامعه درست می‌کردند؛ گرد و خاک می‌شد، جاده‌ها خراب و کثیف می‌شد و ترمیم این‌ها نیاز به هزینه داشت. بنابراین در صورتی که مالیات‌ها و وجوهات اصلی برای اداره شهر و کشور کافی نبود، حاکم شرع حق دارد مالیات‌های دیگری تعیین بکند. این که ما می‌گوییم وقتی دولت اسلامی مالیاتی را وضع می‌کند، اطاعت آن واجب است و باید آن را پرداخت، به خاطر این است که این‌ کارها از شئون ولی‌امر مسلمین است و فرض این است که براساس اذن او انجام می‌گیرد.
برای مثال اگر قانونی را نمایندگان مجلس شورای اسلامی تصویب کردند که بر اساس آن فلان مقدار مالیات‌ باید پرداخت بشود، این مورد قبول ولی‌امر مسلمین است، زیرا او این نظام را پذیرفته است و اگر مخالفتی داشت اظهار می‌کرد. اطاعت از این قانون از این باب که اطاعت ولی امر است و آن اطاعت امام زمان است، واجب می‌شود. از همین باب است که می‌گوییم اطاعت از مقرراتی که دولت اسلامی وضع می‌کند واجب است؛ البته این سخن یک شرط ضمنی دارد و آن این است که ما اماره‌ای بر این‌که این مورد رضایت ولی امر و اذن اوست، داشته باشیم، وگرنه این قانون خود‌به‌خود هیچ ارزش و اعتباری ندارد؛ همانند زمان طاغوت که مالیات‌هایی که وضع می‌کردند و مؤمنان هر چه می‌توانستند از آن فرار می‌کردند. امروز برخی پول‌دارها این کارها را می‌کنند و در نظام اسلامی از مالیات‌های میلیاردی فرار می‌کنند و مسئولان یقه یک بقال یا عطار را می‌گیرند که مالیات‌ات دیر شده است و باید دیرکردش را هم بدهی.
آموزش و پرورش؛ دومین وظیفه دولت
وظیفه دوم حاکم اسلامی آموزش آن‌هاست؛ وَ تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا؛ دومین حق شما این است که شما را آموزش بدهم. باید چیزهایی که نسبت به اسلام نمی‌دانید و به آن نیاز دارید یا هر چیز دیگری که برای حفظ جامعه اسلامی و رسیدن به مقاصد اسلامی لازم است، به شما آموزش بدهم. البته همان‌طور که تعلیم چیزهایی که مصالح زندگی جامعه را تأمین می‌کند و خداوند از یک جامعه اسلامی انتظار دارد واجب است، تعلیم مقدمات آن هم لازم است. این مقدمات را متخصصان تعیین می‌کنند. آن چه در همه دنیا مرسوم است تقریبا دو یا سه وزراتخانه متصدی این امر در دولت هستند؛ وزرات آموزش و پرورش، آموزش عالی و بخشی از وزرات ارشاد.
این تشکیلاتی است که برای رفع نیازهایی که مردم به آگاهی و دانش دارند، ایجاد می‌شود. اگر این نیاز را کسانی داوطلبانه تأمین کردند، از گردن دولت برداشته می‌شود، اما مادامی که تأمین نشده است، وظیفه حکومت است که این کمبودهای جامعه را تأمین کند. طبعا این نیاز در هر زمان متفاوت است.  زمانی تعلیم مردم منحصر به تعلیم قرآن و مفاهیم قرآن بود. بنابر نقل‌های تاریخی، نمایندگانی که امیرالمؤمنین‌سلام‌الله‌علیه برای شهرها می‌فرستادند، از سه گروه بودند؛ یکی مسئول بیت‌ المال بود که وظیفه اجرای دستورات حاکم درباره مسایل مالی و بیت‌المال بود. یکی هم قاضی بود که می‌بایست به اختلافات مردم رسیدگی کند. روشن است که اختلافات می‌بایست به دست مقامی رسمی حل شود و حکم قاضی‌های غیر رسمی از آن‌جا که ضمانت اجرا ندارد، مشکل را حل نمی‌کند. باید کسی حرف آخر را بزند و براساس مقررات بگوید مثلا این مال توست یا مال تو نیست. یکی هم قاری قرآن بودکه به مردم قرآن و مسایل آن را یاد می‌داد.
عدم اطاعت از والی و شرک به خدا
اگر بخواهیم به زبان امروز صحبت کنیم، باید بگوییم دولت آن روز سه وزراتخانه داشت. اما به حسب نیازهای جدید این تعداد به‌تدریج وسعت پیدا کرد و اکنون به بیشتر از بیست وزارتخانه رسیده است. حاکم کسی است که نهایتا امضا می‌کند و حکمش برای مردم واجب الاطاعه است. بعد از آن‌که مراحل بررسی انجام گرفت و مشورت‌ها انجام شد و تصویب شد، اگر حاکم امضا کرد، مردم باید آن را بپذیرند؛ چون حکم او حکم امام زمان را دارد و مخالفت با آن نوعی شرک است؛ فَإِنَّمَا اسْتَخَفَّ بِحُکمِ اللَّه وعَلَینَا رَدَّ والرَّادُّ عَلَینَا الرَّادُّ عَلَی اللَّه وهُوَ عَلَی حَدِّ الشِّرْک بِاللَّه. مدیریت جامعه از فروع ربوبیت الهی است که خدا به پیغمبر و بعد به ولی امر مسلمین واگذار کرد. اگر ما قبول نکنیم و بگوییم از فرد دیگری باید اطاعت کنیم یا طبق سیستم دیگری باید تعیین بشود، غیر از آن است که خدا و پیغمبر فرموده‌اند. در این صورت، به دو منبع برای مشروعیت قائل شده‌ایم و این نوعی شرک است. آن‌چه یک متدین وظیفه خود می‌داند که باید اطاعت کند، باید به صورتی به حکم خدا و معصوم انتساب پیدا کند.
پرورش در کنار آموزش
تَعْلِيمُكُمْ كَيْلَا تَجْهَلُوا وَتَأْدِيبُكُمْ كَيْمَا تُعَلِّمُوا؛ آموزش برای این است که به مردم چیزهایی را که نمی‌دانند و احتیاج به دانستن آن‌ها دارند، یاد بدهند. ولی تعبیری که ما از قرآن گرفته‌ایم و امروز حتی در الفاظ سیاسی خودمان آن را به کار می‌بریم، اصطلاح آموزش و پرورش است. آموزش فقط این است که مفاهیمی به مخاطب منتقل بشود و آن را بداند. اما پرورش این است که مقدماتی فراهم بشود که او به این دانسته‌ها عمل کند، ملکاتی در او به وجود بیاید و زندگی‌اش بر این اساس مبتنی بشود. به عبارت دیگر، سبک زندگی‌اش سبک زندگی اسلامی بشود. این مهم تنها با مفاهیم و خواندن کتاب یا درس دادن پیدا نمی‌شود. در بسیاری از آیات قرآن نیز این دو مفهوم در کنار هم آمده‌اند؛ يُزَكِّيهِمْ وَيُعَلِّمُهُمُ؛ تعلیم و تزکیه. این همان است که ما به آموزش و پرورش ترجمه می‌کنیم. غیر از تعلیم، به تأدیب هم نیاز است. مربی افزون بر این‌که چیزهایی یاد می‌دهد، تربیت نیز می‌کند. ولی امر مسلمین نیز نسبت به کل جامعه یک وظیفه تعلیم دارد و یک وظیفه تأدیب.
حق زمامدار بر مردم از نگاه امیرمؤمنان‌علیه‌السلام
حقوق بالا حقوق مردم بر زمامدار بود. اما حق زمامدار بر مردم چیست؟ حضرت می‌فرماید: وَأَمَّا حَقِّي عَلَيْكُمْ فَالْوَفَاءُ بِالْبَيْعَةِ؛ فرض این است که مردم با امیرالمؤمنین بیعت کرده‌اند. وقتی کسانی با ایشان بیعت کردند، بدین معناست که ما شما را امام می‌دانیم و شما ولی امر مسلمین هستید. در مقام اثبات نیز بیعت به‌معنای عهد و پیمان بستن است. حضرت می‌فرماید: حقی که بعد از بیعت من به گردن شما دارم، این است که به بیعت‌تان وفادار باشید. شما با من بیعت کردید که به آن‌چه در مصالح اسلام به شما امر و نهی می‌کنم، عمل کنید و به من کمک کنید. این وظیفه را شما فراموش نکنید! وَالنَّصِيحَةُ فِي الْمَشْهَدِ وَ الْمَغِيبِ؛ چه در حضور من و چه در غیاب من، با من یک‌رنگ باشید. این طور نباشد که در حضور من چیزی بگویید و پشت سر من طور دیگری حرف بزنید؛ در ظاهر بگویید هر چه مقام عظمای ولایت امیرالمومنین فرمودند، اما پشت سر من حرف‌هایی که می‌زنم رد کنید و بر خلاف آن عمل کنید! وَالْإِجَابَةُ حِينَ أَدْعُوكُمْ؛ اگر جایی لازم دانستم که در جنگی شرکت کنیم، مضایقه نکنید! به دستوری که می‌دهم همه عمل کنید!
همه می‌دانید یکی از گلایه‌هایی که امیرالمؤمنین‌سلام‌الله‌علیه از قوم خودشان داشت، همین بود که چقدر من به شما اصرار می‌کنم که باید در مقابل معاویه بجنگیم، اما تابستان که می‌گویم، می‌گویید هوا گرم است؛ زمستان که می‌شود می‌گویید هوا سرد است. شما دل من را خون کردید! علی می‌گوید: دل من را پر از چرک کردید! چقدر شما را دعوت کنم و حرف من را گوش ندهید! این حقی است که ولی امر مسلمین بر مردم دارد. حال که بیعت کردید، باید مطیع باشید و هر امری صادر می‌کنم، اطاعت کنید.
ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1164 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۰۸:۰۱:۰۵
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1159
۲۷ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۷:۵۷

آیا روزۀ روز چهارشنبه(مورّخ 24خردادماه) رییس جمهور باطل شده است؟/ خطبه 92 نهج‌البلاغه در احوالات متشنّج بعد از مرگ خلیفۀ سوم ایراد شده است/ «ابن ابی الحدید» شارح سنّی نهج البلاغه مخاطبان را از این که مسألۀ جانشینی پیامبر امری دلبخواهی است نهی کرده است

واضح است که خطبۀ 92 به دنبال تحذیر بیعت کنندگان از اندیشه و عادتی است که حکومت و استانداردهای آن در اسلام را امری انتخابی و دلبخواهی می داند و می پندارد که چون نیروی ایشان علی(ع) را بر سرکارآورده پس او مطابق رسم خلفای پیشین متأثّر از سبک مورد پسند ایشان حکم خواهد کرد.

واضح است که خطبۀ 92 به دنبال تحذیر بیعت کنندگان از اندیشه و عادتی است که حکومت و استانداردهای آن در اسلام را امری انتخابی و دلبخواهی می داند و می پندارد که چون نیروی ایشان علی(ع) را بر سرکارآورده پس او مطابق رسم خلفای پیشین متأثّر از سبک مورد پسند ایشان حکم خواهد کرد. حتّی «ابن ابی الحدید» شارح سنّی و بزرگ نهج البلاغه در توضیح این خطبه توجّه کاملی به زمینۀ ایراد آن داشته و مخاطبان خود را از این برداشت غلط که مسألۀولایت و جانشینی پیامبر امری انتخابی و دلبخواهی است به صراحت بازداشته است؛

مسألۀ 1596-اگر روزه دار به گفتن یا نوشتن یا به اشاره و مانند اینها به خدا و پیغمبر و جانشینان آن حضرت عمدا نسبت دروغ دهد اگرچه فورا بگوید دروغ گفتم یا توبه کند روزۀ او باطل است
  حسن روحانی روز چهارشنبه در ضیافت افطار اساتید دانشگاه ابراز داشت که: «امیرالمؤمنین مبانی حکومت و مبنای ولایت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند». او در ادامه با قرائت بخش کوتاهی از خطبۀ 92 نهج البلاغه که «لِمَن وَلَّیتُموا اَمرَکُم» ادامه داد: «[علی (ع)] گفت: هرکسی که شماها بروید و برگزینید او را به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه من هم اطاعت می کنم، من هم می شنوم و [حکم او را] اجرا می کنم…»
 
 طبیعی است که هر شیعۀ 12 امامی که نصب علی علیه السّلام به مقام ولایت و امامت امّت را از طرف خداوند و پیامبر می داند از شنیدن این سخنان تعجّب کند -خصوصا اینکه گوینده عبارتی از خود امیرالمؤمنین را به عنوان مؤیّد آورده است- و سؤالاتی از این دست برایش طرح شود که : «چگونه می شود امام علی(ع) به این راحتی اعلام کند شما هرکس را به دلخواهتان به ولایت برگزینید من هم با شما همراهی می کنم؟ اساسا اگر قرار بود امر ولایت بر جامعه انتخابی باشد پس ماجرای غدیر خم برای چه بود؟ وقتی امام علی اینقدر آسان با ماجرا کنار آمده، حضرت زهرا(س) چرا آنچنان مقاومتی کرد که به قیمت جانش تمام شد؟ پس اینهمه روایت که بر انتصابی بودن مقام امامت و نیز غصب آن دلالت دارند چه می شود؟»
 برای هرکس که اندکی با عقاید کلامی و اساسی شیعه در باب ولایت آشنا باشد فساد نظر حسن روحانی کاملا آشکار است.تا اینجا و به اجمال معلوم است که این خطبه از بیانات «متشابه» امیرالمؤمنین است که مثل هر بیان متشابه دیگری از جمله آیات متشابه قرآن قابلیّت برداشت دوگانه یا چندگانه دارد. مطابق دستور قرآن و روایات برای فهم درست متشابهات باید به محکمات قرآن و روایت  مراجعه کرد که فقط یک دلالت دارد. اما داستان این خطبه از چه قرار است؟
 خطبه 92 در احوالات متشنّج بعد از مرگ خلیفۀ سوم ایراد شده است؛ هنگامیکه بسیاری از نخبگان سیاسی و مذهبی جامعه و آحاد مردم از فرط ناچاری و نگرانی از اوضاع نابسامان حکومت و افول همه مدّعیان، ظاهرا چاره را فقط در حکمرانی علی (ع) می دیدند؛ از این جهت حضرت را تحت فشار گذارده بودند تا  جانشینی جناب عثمان را بپذیرد. امام می دانستند که این اصرارهای پی درپی، نه از باب پشیمانی از پایمال شدن حق ولایت ایشان، بلکه از سرناچاری است و آگاه بودند که این جماعت، استانداردهای حکومت علوی را تاب نخواهند آورد زیرا ذهنیّتشان از “حکومت نُرمال” مطابق حکمرانی ناب محمّدی نیست. لذا خطبه ای ایراد کردند تا  نشان دهند که از مبدأ اصرار این جماعت و مزاج حکومتیشان مطّلعند و اتمام حجّت کنند که حتّی اگر سماجت آنها در تأسیس حکومت علوی مؤثّر باشد امّا حکومت آتی نه تنها بر مدار سبک و سلیقۀ ایشان نخواهد بود چه بسا تعارضاتی جدّی را هم به دنبال داشته باشد:
«مرا رها كنيد و به سراغ ديگری برويد كه ما به كاری روی آورده ايم كه دارای رنگ های گوناگون است. دلها بر آن قرار نمی گيرد… به راستی كه همه جا را ابر فتنه پر كرده و راه راست ناشناخته مانده است. بدانيد اگر من درخواست شما را پذيرا باشم با شما آن گونه كه خود مي دانم رفتار خواهم كرد و به حرف ملامت گرها و اين و آن گوش نمی دهم. و اگر دست از من برداريد من همانند يكی از شما خواهم بود. و در ميان كسانی كه ولايت امور را بدو می سپاريد من شنواتر و فرمانبردارتر می باشم. من اگر وزير شما باشم بهتر است از آنكه امير شما باشم.»
  واضح است که خطبۀ 92 به دنبال تحذیر بیعت کنندگان از اندیشه و عادتی است که حکومت و استانداردهای آن در اسلام  را امری انتخابی و دلبخواهی می داند و می پندارد که چون نیروی ایشان علی(ع) را بر سرکارآورده پس او مطابق رسم خلفای پیشین متأثّر از سبک مورد پسند ایشان حکم خواهد کرد. حتّی «ابن ابی الحدید» شارح سنّی و بزرگ نهج البلاغه در توضیح این خطبه توجّه کاملی به زمینۀ ایراد آن داشته و مخاطبان خود را از این برداشت غلط که مسألۀولایت و جانشینی پیامبر  امری انتخابی و دلبخواهی است به صراحت بازداشته است؛ اشتباهی که متأسّفانه شیخ حسن روحانی دچارش شده تا با زبان روزه نسبت دروغی را به امیرالمؤمنین(ع) بدهد
 شوربختانه باید گفت که جهالت و شاید هم «جسارت»، کار رییس جمهوری را که مطابق قانون اساسی باید پاسدار «مذهب رسمی »کشور باشد به جایی رسانده که صحّت روزه اش به دلیل شبهۀ افترا به امام اوّل شیعیان محلّ تردید واقع شود.
ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1159 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۰۷:۵۷:۴۳
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1153
۲۲ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۱۵:۵۷

نهمین دوره طرح ولایت دانشجویی خط امام (ره) استان قزوین در دانشگاه آزاد اسلامی قزوین برگزار می شود

توقعی که ما داریم و این توقع ، توقع زیادی هم نیست ، این است که فرآورده های دانشگاه جمهوری اسلامی-نه به نحو استثنا بلکه به نحو قاعده-چمران ها باشد: نه اینکه چمران ها یک استثنا باشند، این امید امید بی جایی نیست.

توقعی که ما داریم و این توقع ، توقع زیادی هم نیست ، این است که فرآورده های دانشگاه جمهوری اسلامی-نه به نحو استثنا بلکه به نحو قاعده-چمران ها باشد: نه اینکه چمران ها یک استثنا باشند، این امید امید بی جایی نیست.

photo_2017-06-12_20-16-46

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1153 توسط مدير وب سايت و در روز دوشنبه ۲۲ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۵:۵۷:۵۵
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1150
۱۸ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۰

حوادث تروریستی تهران کوچک‌تر از آن است که بر اراده ملت تاثیر بگذارد/ چرا باید چند نفر در یونسکو یا سازمان ملل، نظام آموزشی ما را بنویسند؟/ متأسفانه برخی‌ها به تضعیف روحیه حزب اللهی در دانشگاهها کمک می کنند

رهبر انقلاب اسلامی مسئله «استقلال» را بسیار مهم، و موضوع سند ۲۰۳۰ را در همین چارچوب قابل ارزیابی دانستند و خاطرنشان کردند: برخی می‌گویند ما در این خصوص تحفظ داده‌ایم و گفته‌ایم فلان بخش آن را قبول نداریم، در حالی‌که حتی اگر هیچ مورد واضحِ خلاف اسلام در آن وجود نداشت، باز هم نظام آموزشی

رهبر انقلاب اسلامی مسئله «استقلال» را بسیار مهم، و موضوع سند ۲۰۳۰ را در همین چارچوب قابل ارزیابی دانستند و خاطرنشان کردند: برخی می‌گویند ما در این خصوص تحفظ داده‌ایم و گفته‌ایم فلان بخش آن را قبول نداریم، در حالی‌که حتی اگر هیچ مورد واضحِ خلاف اسلام در آن وجود نداشت، باز هم نظام آموزشی نباید در بیرون از کشور نوشته شود، حال آنکه موارد خلاف اسلام نیز در آن سند وجود دارد و برداشت افرادی که خیال می‌کنند، ما در این موضوع گزارشهای درستی نگرفته‌ایم، برداشت درستی نیست.

حضرت آیت‌الله خامنه‌ای رهبر معظم انقلاب اسلامی عصر امروز در دیداری سه ساعته با دانشجویان، ضمن شنیدن دیدگاهها و نقطه نظرات دانشجویان درباره مسایل علمی و دانشگاهی و همچنین موضوعات سیاسی، فرهنگی و اقتصادی کشور در سخنانی، دانشجویان را در صفوف مقدم مبارزه مستمر نظام اسلامی با نظام سلطه دانستند و با تأیید نگاه نقادانه و مطالبه‌گرانه دانشجویان در مسایل مختلف، «نگاه آرمان گرایانه و مأیوس نشدن از شکست‌های مقطعی» را مکمل این دغدغه‌مندی دانستند و با تاکید بر لزوم واقع بینی و ایفای نقش فعال تشکلهای دانشجویی انقلابی و اهتمام جدی به تبیین و غلبه دادن گفتمان انقلاب اسلامی در دانشگاهها، گفتند: رکن اساسی دانشگاه، دانش است و مهمترین وظیفه مجموعه دانشگاهی، تولید عالِم، تولید علم، و جهت دهی صحیح به عالِم و علم است.
 به نقل از پایگاه اطلاع رسانی دفتر مقام معظم رهبری، ایشان همچنین با اشاره به حوادث تروریستی تهران، تأکید کردند: چنین حوادثی هیچ خللی در اراده ملت و مسئولان بوجود نخواهد آورد و ملت ایران قدرتمندانه به حرکت خود ادامه خواهد داد و پیش خواهد رفت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ابتدای سخنانشان، سخنان دانشجویان در این نشست را بسیار متین، قوی، سنجیده و در سطح بالا توصیف کردند و ضمن توصیه مسئولان وزارت علوم و دانشگاه آزاد به بهره مندی از این افکار متقن، گفتند: مجموع مطالبی که بیان شد، حاکی از رشد سطح فکر مجموعه‌های دانشجویی نسبت به سال های اول انقلاب و حتی سال‌های گذشته است و این، همان چیزی است که به آن احتیاج داریم.
ایشان مطالب خود را با یک مقدمه در خصوص کلید واژه «نظام سلطه» آغاز کردند و افزودند: نظام سلطه به معنای یک نظام دوقطبی جهانی است که در یک قطب آن، «سلطه‌گر» و در قطب دیگر، «زیر سلطه» قرار دارد.
رهبر انقلاب اسلامی به دوگانه‌های شکل گرفته در ذیل نظام سلطه اشاره کردند و گفتند: دوگانه «پیشرفت و توقف»، دوگانه «ابتکار و تقلید»، دوگانه «استقلال سیاسی و وابستگی»، و دوگانه «اعتماد به نفس و انفعال»، دوگانه‌هایی هستند که در دو یا سه قرن اخیر به‌وجود آمدند و کشورهای مسلط با برنامه ریزی علمی و دقیق تلاش کردند تا ضمن انتقال جهان بینی، فرهنگ و عادات خود به کشورهای زیر سلطه، این حالت را ابدی و دائمی کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به اینکه فقط برخی کشورها امکان رهایی جزیی از برخی زمینه‌های سلطه را پیدا کردند، افزوند: در چنین شرایطی، انقلاب اسلامی در مقابل نظام سلطه سینه سپر کرد و توانست ایران را از این منجلاب به‌طور کامل خارج کند.
ایشان گفتند: ممکن است برخی بگویند که چگونه جمهوری اسلامی به‌طور کامل از نظام سلطه خارج شده است در حالی‌که هنوز برخی آثار فرهنگ غربی در جامعه مشاهده می شود؟
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: در پاسخ باید گفت خروج از تمام شئونات مربوط به نظام سلطه و اداره همه شئون فرهنگی، سیاسی و اقتصادی کشور بر خلاف مسیر جریان سلطه، در نظام جمهوری اسلامی قانون قطعی است که البته ممکن است تخلفاتی هم از آن بشود ولی این موضوع با نبودِ قانون یا وجود قوانین مخالف، متفاوت است.
رهبر انقلاب اسلامی با نادرست خواندن برخی سخنان که با اشاره به عملکرد بد یک وزارتخانه، نظام اسلامی را ناکارآمد می‌خوانند، تأکید کردند: بزرگترین دلیل «کارآمدی نظام»، استمرار و بقای آن است و اگر نظام اسلامی ناکارآمد بود، تاکنون بلعیده شده بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، اعلام موضع صریح و قاطع نظام اسلامی در مقابل قدرتها را حادثه‌ای بسیار مهم دانستند و تأکید کردند: همین موضوع یکی از نشانه‌های آشکار کارآمدی نظام است.
ایشان با تأکید بر اینکه جوانان مؤمن، انقلابی و حزب‌اللهی نباید پیشرفتها و دستاوردهای بی‌شمار نظام اسلامی را از یاد ببرند، افزودند: انقلاب اسلامی با ایستادگی در مقابل نظام سلطه، توانست به ملت ایران، هویت و آرمان بدهد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، علت هضم نشدن در هاضمه جهانی را، «هویت ایران و ایرانی» برشمردند و خاطر نشان کردند: هویت ملت ایران و آرمانهای فراوان این ملت، به‌طور طبیعی نظام سلطه را در مقابل انقلاب اسلامی قرار داد و یک مبارزه قهری میان نظام اسلامی و قدرتها و جریان های تأثیرگذار جهانی آغاز شد.
ایشان با اشاره به استفاده قدرتها از شیوه‌های «سخت، نیمه سخت و نرم»، دانشجو و دانشگاه را یکی از مراکز اصلیِ درگیر در این مبارزه خواندند و گفتند: در سالهای گذشته، تلاش بسیاری برای خارج کردن دانشگاه از صحنه مبارزه انجام شد.
رهبر انقلاب اسلامی به تسلط جریان‌های معارض و مخالف انقلاب بر دانشگاه در سالهای اول انقلاب اشاره و خاطرنشان کردند: در آن سالها، دانشگاه واقعاً عرصه جنگِ میدانی و جنگِ مباحثاتی بود اما نهایتاً این دانشجویان مسلمان و انقلابی بودند که دانشگاه را فتح کردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، یک آسیب جدی در آن دوران را یادآور شدند و افزودند: متأسفانه در آن سالها در میان مجموعه‌های دانشجویی مسلمان اختلالاتی به‌وجود آمد و برخی از دانشجویانی که دانشگاه و لانه جاسوسی را فتح کرده بودند، به علت ضعف تحلیل و محتوا و همچنین تندروی های ناشی از هیجانات، از درون مغلوب شدند و ضربه خوردند.
ایشان با انتقاد از اظهارات و اقدامات برخی افراد در داخل در راستای تلاش بدخواهان در «انقلاب زدایی» از دانشگاهها، گفتند: متأسفانه برخی‌ها به تضعیف روحیه حزب اللهی در دانشگاهها کمک می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی در جمع بندی این بخش از سخنانشان خطاب به مجموعه‌های دانشگاهی علاقه‌مند به انقلاب و اسلام، تحت هر عنوانی، تأکید کردند: باید خود را در صفوف مقدم مبارزه ادامه‌دارِ نظام اسلامی با نظام سلطه قرار دهید و ضمن رصدِ دقیق صحنه درگیری و مبارزه، در قبال آن، احساس مسئولیت انسانی، ملی، اسلامی و بین المللی داشته باشید.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در ادامه با تأیید کامل نگاه نقادانه و مطالبه‌گرانه دانشجویان در قبال مسائل و مشکلات کشور، گفتند: این نگاه نقادانه و دغدغه‌مند نباید از دانشگاهها گرفته شود.
ایشان، لزوم نگاه آرمان‌گرایانه در کنار نگاه نقادانه را ضروری برشمردند و خطاب به دانشجویان انقلابی تأکید کردند: درخصوص آرمان‌ها و ارزشها، مطالبه جدی داشته باشید و ضمن آنکه بر روی کجی‌ها و کاستی‌ها علامت سؤال می‌گذارید، از شکست‌های مقطعی به هیچ‌وجه ناامید و مأیوس نشوید.
رهبر انقلاب اسلامی گفتند: اگر قرار بود که به‌واسطه شکست‌ها یا ضربه خوردن‌ها، ناامید شویم، باید در دوران مبارزه یا دوران جنگ تحمیلی مأیوس می‌شدیم اما در آن مقاطع، هیچ‌گاه از شکست‌ها مأیوس نشدیم زیرا با یأس و ناامیدی نمی‌توان به پیروزی دست یافت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای دانشجویان را به مدنظر داشتن دستاوردهای بی نظیر نظام اسلامی توصیه کردند و با تأکید بر اینکه همیشه باید به سبب انقلاب اسلامی احساس سرافرازی کنید، افزودند: امروز سیاست‌های بزرگترین قدرت های دنیا در غرب آسیا با شکست مواجه شده است و خودِ آنها اذعان دارند که علت این شکست، اعمال نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی ایران است؛ آیا اینکه خواسته انقلاب محقق شود و خواسته آمریکا و همراهان آن به نتیجه نرسد، دستاورد کمی است؟
ایشان به یکی از شگردهای دشمن برای القای «فایده ندارد»، «نمی توانید» و «کاری از دستتان بر نمی‌آید» اشاره و خاطر نشان کردند: متأسفانه برخی در داخل همان ذهنیتی را که دشمن می‌خواهد به جامعه القا کند، در صحبت ها، در روزنامه ها و در فضای مجازی، با صدای بلند تکرار می کنند.
رهبر انقلاب اسلامی به دانشجویان گفتند: روحیه نقادانه و پرسشگرانه شما در قبال مشکلات درون نظام باید دلسوزانه و علاج جویانه باشد اما برخورد شما در مقابله با دشمن باید قاطع، صریح و همانند برخورد خصمانه او، خصمانه باشد.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: مجموعه های دانشجویی در برخورد با دشمن خارجی آزاد هستند و برخی ملاحظات در خصوص مسایل دیپلماسی برعهده دیپلمات‌ها است اما دانشجویان باید مواضع خود را در قبال مسایل خارجی، صریح و بلند اعلام کنند.
ایشان در بخش دیگری از سخنانشان، «دانش» را رکن اساسی دانشگاه خواندند و تأکید کردند: مهمترین وظیفه مجموعه دانشگاهی، «تربیت و تولید عالِم، تولید علم و جهت دهی مناسب به عالِم و علم» است.
رهبر انقلاب اسلامی با تأکید بر لزوم حرکت رو به جلو در عرصه علمی، افزودند: حرکت علمی، هنوز آنگونه که شایسته نظام اسلامی است، محقق نشده و باید خطوط مرزی علم شکسته شود زیرا پیشرفت در علم، موجب پیشرفت در فناوری می شود و پیشرفت در فناوری، موجب تأثیرگذاری در زندگی و مورد توجه قرار گرفتن در دنیا می شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای خاطر نشان کردند: همه مجموعه‌های دانشگاهی، اعم از وزیران، رؤسای دانشگاهها، مدیران، اساتید، متون درسی و فرآیندهای اموزشی باید در این چارچوب قرار گیرند.
بخش بعدی سخنان حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، بیان ۹ توصیه خطاب به تشکلهای دانشجویی بود.
ایشان با اشاره به وجود برخی تشکلهایِ یکبار مصرف و با اهداف انتخاباتی و یا تشکلهایی با هدف معارضه علیه مجموعه‌های متدین و انقلابی در دانشگاهها، گفتند: مخاطب ما در این جلسه آن تشکلها نیستند، بلکه تشکلهایی مخاطب هستند که معتقد به انقلاب و نظام اسلامی و مبارزه با دشمنان آن هستند.
«آرمانگرایی را فراموش نکنید» این توصیه اول رهبر انقلاب اسلامی به تشکلهای دانشجویی بود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای در بیان آرمانهای ارزشمند انقلاب اسلامی افزودند: رسیدن به جامعه «عادل، آزاد، پیشرفته، مؤمن، متعبد، مرفه، قوی، محکم و مستقل» آرمانهایی هستند که ارزش دارد انسان جانش را در راه تحقق آنها و در راه نجات کشور و مستضعفان، برای خداوند فدا کند.
«واقع‌بینی» دومین توصیه رهبر انقلاب اسلامی بود. ایشان با اشاره به اینکه مقصود برخی افراد از واقع‌بینی، صرفاً توجه به موانع است، افزودند: واقع‌بینی یعنی دیدن واقعیات مثبت.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای، «جمعیت جوان و با استعداد، منابع زیرزمینی، موقعیت ویژه جغرافیایی و پیشرفتهای جمهوری اسلامی» را از جمله واقعیات مهم کشور دانستند و گفتند: آرمانگرایی یعنی در مقابل موانع و مشکلات، جستجو و راه را پیدا کرد و این کار نیازمند بحثهای اندیشه‌ورزانه است.
ایشان در توصیه بعدی به دانشجویان از آنان خواستند که در حوادث گوناگونِ تلخ و شیرین، «نقش فعال» داشته باشند و همچون «تماشاچی» عمل نکنند.
«تلاش جدی و همه‌جانبه برای غلبه دادن گفتمان انقلاب در دانشگاهها» نکته دیگری بود که رهبر انقلاب اسلامی بر آن تأکید کردند و با نادرست خواندن یأس و ناامیدی، گفتند: البته این خطاب، مخصوص دانشگاهها نیست و هر یک از هسته‌های جهاد فکری در سراسر کشور باید در این زمینه به صورت مستقل عمل کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای افزودند: گاهی دستگاههای مرکزیِ فکر، فرهنگ و سیاست، دچار اختلال و تعطیلی می‌شوند که در این وضعیت، باید افسران جنگ نرم، با شناخت وظیفه خود، به صورت آتش به اختیار، تصمیم‌گیری و اقدام کنند.
رهبر انقلاب اسلامی همچنین تشکلهای دانشجویی را به برقرار کردن ارتباط واقعی با مخاطبان از طریق میزگرد، نشریه و بحثهای چند نفره و اکتفا نکردن به فضای مجازی توصیه کردند و در ادامه از آنان خواستند که چند کلید واژه اصلی همچون «استقلال»، «نقش مردم در حکومت»، «آزادی» و «نفی نظام سلطه» را فراموش نکنند و آنها را به درستی تبیین کنند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای «مردمسالاری» را از جمله کلید واژه‌های مهم دانستند و با اشاره به تعجب و گلایه برخی بچه‌های خوب و انقلابی از تأکیدات ایشان بر لزوم حضور همه مردم در انتخابات و نتیجه آن، افزودند: مصیبت آن روزی است که مردم به صندوق رأی پشت کنند و دشمن نیز بدنبال روزی است که ۹۰ درصد مردم پای صندوق رأی نیایند.
ایشان به دانشجویان تأکید کردند: حضور مردم پای صندوق رأی یک نعمت بزرگ است و شما باید برای نتیجه‌ای که مطلوب می‌دانید تلاش کنید، نه اینکه جلوی حضور مردم پای صندوق رأی بایستید.
رهبر انقلاب اسلامی مسئله «استقلال» را بسیار مهم، و موضوع سند ۲۰۳۰ را در همین چارچوب قابل ارزیابی دانستند و خاطرنشان کردند: برخی می‌گویند ما در این خصوص تحفظ داده‌ایم و گفته‌ایم فلان بخش آن را قبول نداریم، در حالی‌که حتی اگر هیچ مورد واضحِ خلاف اسلام در آن وجود نداشت، باز هم نظام آموزشی نباید در بیرون از کشور نوشته شود، حال آنکه موارد خلاف اسلام نیز در آن سند وجود دارد و برداشت افرادی که خیال می‌کنند، ما در این موضوع گزارشهای درستی نگرفته‌ایم، برداشت درستی نیست.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای تأکید کردند: اینجا ایران و جمهوری اسلامی است و این ملت، ملت بزرگی است، چرا باید چند نفر در یونسکو یا سازمان ملل، نظام آموزشی ما را بنویسند؟
ایشان در هفتمین توصیه، تشکلهای دانشجویی را به «تدیّن و تعبّد در گفتار و عمل» فراخواندند و از آنان خواستند که بر طبق موازین شرعی و تکلیف الهی عمل کنند.
«شجاعت در اقدام» توصیه بعدی بود که رهبر انقلاب اسلامی با اشاره به آن افزودند: تشکلهای دانشجویی برای اقدامات خود معطلِ نگرانی یا ناراحت شدن فلان فرد یا دستگاه نشوند، بلکه جوانب کار را کاملاً بسنجند و هرگاه متوجه نادرست بودن اقدام خود شدند، از همان جا برگردند.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای از دانشجویان دختر نیز خواستند که «مسئله زن در غرب» را در تحقیقات خود دنبال کنند و در دهمین و آخرین توصیه به تشکلهای دانشجویی تأکید کردند: تشکلهای دانشجویی امیدوار باقی بمانند و امید را در دانشگاهها تزریق کنند و نگذارند جوّ ناامیدی بوجود آید.
رهبر انقلاب اسلامی پس از پایان توصیه‌های خود به تشکلهای دانشجویی، به دو مسئله در خصوص «فساد» و «تزریق فرهنگ غربی» پرداختند.
ایشان با نادرست خواندن برخی سخنان مبنی بر وجود «فساد سیستمی» در کشور، گفتند: فساد سیستمی در دوره طاغوت وجود داشت و سیستم به‌طور طبیعی فسادآور بود اما امروز، فسادهایی وجود دارد که اگرچه فسادهای بدی نیز هستند ولی فساد به صورت موردی است نه سیستمی، که البته باید با این موارد برخورد شود.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای همچنین با اشاره به وجود انگیزه‌هایی در جهت «توسعه فرهنگ غربی در کشور» افزودند: این انگیزه‌ها وجود دارد اما بدانید هرگز نخواهند توانست انقلاب را از خط خود منحرف و کشور را در فرهنگ غربی غرق کنند.
ایشان، نسل گسترده و تربیت‌‌شده‌ی علاقه‌مند به اسلام و انقلاب را مانع غربی شدن فرهنگ کشور خواندند و خاطرنشان کردند: این نسل روز بروز گسترش و عمق بیشتری خواهد یافت و سخنان عمیق و سنجیده دانشجویان در جلسه امروز، نشانه‌ای از همین واقعیت است.
حضرت آیت‌الله خامنه‌ای با اشاره به ایستادگی و مقاومت و پیشرفت نظام اسلامی در ۳۸ سال گذشته و تحمیل خود به نظام سلطه با وجود همه طراحی ها و توطئه های گوناگون اعم از جنگ هشت ساله، کودتا، تحریم، تبلیغات مغرضانه گسترده و ترور، گفتند: حوادث تروریستی تهران، به نسل امروز و تهرانی امروز نشان داد که ترور و حرکت تروریستی چیست و چگونه تروریستها، انسان های بی‌گناه را هدف قرار می دهند.
ایشان خاطر نشان کردند: شرایطی به‌مراتب سخت تر و وسیع تر از آنچه که امروز در تهران روی داد، چندین سال در کشور حاکم بود اما جمهوری اسلامی موفق شد حرکت روبه جلوی خود را ادامه دهد و نظام سلطه به موفقیت دست نیافت.
رهبر انقلاب اسلامی افزودند: اتفاقات امروز در اراده‌ی مردم تأثیری نخواهد گذاشت و همه بدانند این‌ها کوچک‌تر از آن هستند که بتوانند در اراده ملت و مسئولین کشور اثری بگذارند.
ایشان خاطرنشان کردند: البته این حوادث نشان داد اگر جمهوری اسلامی در آن نقطه‌ای که مرکز اصلی این فتنه‌هاست ایستادگی نمی‌کرد، تاکنون گرفتاری‌های زیادی از این ناحیه در داخل کشور داشتیم و ان‌شاءالله اینها ریشه‌کن خواهند شد.
در این دیدار ۸ تن از نمایندگان تشکلهای دانشجویی، آقایان:
-متین منتظمی – دبیرکل اتحادیه جامعه اسلامی دانشجویان
-علیرضا اَلزَیّادی – دبیرکل دانشجویان عراقی در ایران
-محمد امین سلیمی – دبیر شورای تبیین مواضع بسیج دانشجویی
-امین سردار آبادی – دبیرجنبش عدالتخواه دانشجویی
-سیدمحمدحسن داودی – مسئول گروه جهادی صبح روشن
-ابوالفضل مظاهری – دبیر اتحادیه انجمن های اسلامی دانشجویان مستقل
و خانم ها:
-زهرا سادات رضوی – عضو شورای مرکزی تحکیم وحدت
-مریم عصارزاده ماهانی – فعال فرهنگی، سیاسی دانشگاه آزاد اسلامی
به مدت بیش از ۲ ساعت دیدگاه‌ها و دغدغه‌های جامعه دانشجویی را بیان کردند.
مهمترین محورهای سخنان نمایندگان تشکل‌های دانشجویی به این شرح است:
– لزوم مبارزه قاطع قوه قضائیه با مفاسد اقتصادی
– انتقاد از مصلحت‌اندیشی‌ها و عدم شفافیت شورای نگهبان در فرایند تایید صلاحیتها
– تاکید بر نقش خانواده ور نظام اسلامی و ضرورت تحقق سیاست‌های کلی خانواده
– انتقاد از نقش کمرنگ شورای عالی انقلاب فرهنگی در سیاستگذاری فرهنگی
– تاکید بر ایجاد نظام شفافیت در منابع تبلیغات نامزدهای انتخابات
– مطالبه مجازات و برخورد قاطع با فتنه گران
– لزوم بازنگری در ساختارهای اداره کشور و رفع نارسایی‌های اجرایی
– انتقاد از فاصله طبقاتی و کوچک‌تر شدن سفره مردم و تاکید بر ضرورت رسیدگی سریع به مشکلات فوری مردم بویژه در حوزه معیشت
– انتقاد از بی اخلاقی، حاشیه‌سازی و سیاه نمایی به جای برنامه محوری در رقابت‌های انتخاباتی
– لزوم جوان‌گرایی در مدیریت‌ اجرایی و اعتماد به جوانان برای پیشبرد آرمان‌های انقلاب
– انتقاد از کمرنگ شدن شأن نظارتی مجلس شورای اسلامی در جلوگیری از انحرافات
– تاکید بر ضرورت شناسایی و مقابله با گلوگاه‌های فسادخیز در دانشگاه آزاد و نظارت دقیق بر عملکرد این دانشگاه
در پایان این دیدار دانشجویان نماز مغرب و عشاء را به امامت رهبر معظم انقلاب اقامه کردند.
ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1150 توسط مدير وب سايت و در روز پنج شنبه ۱۸ خرداد ۱۳۹۶ ساعت ۱۷:۴۰:۴۸
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر
شماره : 1147
۱۸ / ۳ / ۱۳۹۶ - ۱۷:۳۷

بازی بدون توپ مهدی طارمی در زمین آبی بیت رهبری/ دانشجویان در افطاری رهبر روشنفکرشان چه‌گفتند؟

گزارش/ حاشیه‌های دیدار دانشجویی رهبر معظم انقلاب بچه‌ها مبهوت ِ شوخی صریح و پرکنایه‌ آقا هستند که ناگهان به‌جای تکبیر، صدای تشویق بلند می‌شود. حسینیه امام خمینی برای چند لحظه هم که شده، شور ِ سالن‌های دانشگاهی را تجربه می‌کند. گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو– محمدصالح سلطانی؛ چهره‌ها آشناست. نه اینکه همدیگر را بشناسیم اما شمایل

گزارش/ حاشیه‌های دیدار دانشجویی رهبر معظم انقلاب
بچه‌ها مبهوت ِ شوخی صریح و پرکنایه‌ آقا هستند که ناگهان به‌جای تکبیر، صدای تشویق بلند می‌شود. حسینیه امام خمینی برای چند لحظه هم که شده، شور ِ سالن‌های دانشگاهی را تجربه می‌کند.
گروه دانشگاه خبرگزاری دانشجو– محمدصالح سلطانی؛ چهره‌ها آشناست. نه اینکه همدیگر را بشناسیم اما شمایل تیپیکال جوان عاشق انقلاب و مطیع ِ «آقا»یی که ظهر یک روز داغ رمضانی، از ساعت سه و نیم ،چهار عصر بیاید در صف ورود به بیت رهبری بایستد، حکماً برای همه آنها که اهلش باشند، شناخته‌شده است. یکی دو نفری در میان صف ورود می‌پلکند و با وجود توزیع قطعی سهمیه‌های حضور در مراسم، همچنان بر امیدشان اصرار دارند و پی ِ «کارت اضافه» برای حضور در ضیافت می‌گردند. و یکی نیست از این عزیزان بپرسد که مگر مجوز حضور در چنین مراسمی، کالای کم‌‌ارزشی است که اضافه بیاید؟ البته اگر کسی پیدا بشود و چنین سوالی بپرسد هم، مطمئنم یکی از همین جویندگان کارت ورود، چشم در چشمش می‌دوزد و جواب می‌دهد:« می‌دونی عشق دیدن آقا یعنی چی؟»

صف ورود به بیت، طولانی‌ است و بازرسی‌ها، بیشتر از گذشته. تمام محتویات کیف‌ها و جیب‌ها را حتی پیش از تحویل به باجه‌ی امانات هم وارسی می‌کنند. با وجود ترقه‌بازی‌های امروز البته طبیعی است این مراقبت‌های ویژه. آنچه غیرطبیعی است، لبخند روی لب پاسدارهاست که انگار از شرایط  گزینش و ورودشان به سپاه ولی امر بوده. غالباً خوش‌برخوردند و جواب «سلام،خسته‌نباشید»ها را به گرمی می‌دهند.

برزخ با آقای بلندقامت

امسال هم کارت «به نام» برایم صادر نشده و این یعنی دلهره‌ی «گیر میدن، گیر نمیدن» را دوباره باید تجربه کنم. بنا به تجربه‌های قبلی با خودم می‌گویم اگر «اولی» را رد کنم، دیگر تمام است و احتمالاً کسی گیر ِ کارت شناسایی نخواهد داد. اولی را رد می‌کنم. جوانی است که خیرمقدم می‌گوید و کارت ورود را سوراخ می‌کند. نفس راحت را می‌کشم و با خیال آسوده، آماده جانمایی بهترین مکان ممکن در حسینیه می‌شوم. بازرسی بدنی شماره دو را هم با موفقیت سپری می‌کنم و می‌روم برای خوان آخر. توی صف ورود به حسینیه، زمزمه‌هایی هست که «کارت شناسایی نداشته باشی راه نمیدن.» اعتنا نمی‌کنم و جلو می‌روم. کارت را نشان آقای پاسدار ِ بلندقامت می‌دهم. بی‌ آن که سرش را بالا بیاورد می‌گوید:« کارت شناسایی!»

از لحظه‌ای که کارت را گرفتم، برای این لحظه برنامه‌ریزی کرده بودیم. قرار شد اگر کسی پاپی ِ کارت شناسایی شود، با جملاتی مثل «همراهم نیست» طرف را راضی کنم و رفقا هم با جملاتی مثل «بابا ما اینو می‌شناسیم از خودمونه» و چیزهایی شبیه این، طرف را راضی کنند و قضیه فیصله پیدا کند. همین نقشه را هم اجرا می‌کنیم اما آقای پاسدار در جواب همه عجز و لابه‌های ما فقط سرش را بالا می‌آورد، مردمک چشم‌ها را بالا می‌دهد و همین. که یعنی « آقای محترم وقتی میگم نمیشه یعنی نمیشه. تشریف ببرید اون طرف.» و به همین سادگی  من و یکی از دوستان، می‌رویم «اون طرف». جایی که اجتماع بزرگی از «کارت ورود داران ِ بی کارت شناسایی» شکل گرفته. وضعیتی که خلاصه‌اش در یک کلمه می‌شود: برزخ!

نیم ساعتی را در برزخ هستیم و تلاش می‌کنیم با صلوات فرستادن و خندیدن و این مدل کارهای تیپیکال ِ حزب‌اللهی، طرف را راضی کنیم که قضیه را ختم بخیر کند. پاسدارها و در راسشان آقای بلندقامت اما راضی نمی‌شوند. قانون‌مداری‌شان به سقف چسبیده و به هیچ قیمتی بدون کارت شناسایی کسی را راه نمی‌دهند. چیزی تا داغ‌کردن و تبدیل شدن‌مان از «دانشجویان انقلابی» به «اپوزوسیون‌های سپاه ولی امر» نمانده که آقای «شین» از راه می‌رسد. یکی از مسئولین نهاد رهبری است و با لطایف‌الحیلی که فقط خودش بلد است، بی‌شناسایی‌ها را تحت اسامی گوناگون می‌فرستد داخل. من را هم با جمله‌ای در این مضمون که «ایشون حاشیه‌نویس هستن.» از فیلتر ِ آقای پاسدار ِ بلندقامت رد می‌کند. خوان آخر هم به سرانجام می‌رسد و دریای لاجوردی بیت، آغوشش را روی من هم باز می‌کند.

ساعت به پنج نرسیده و جمعیت داخل حسینیه هم به نصف. زمزمه‌ی «منم باید برم» گرفته‌اند بچه‌ها و آرام آرام آماده دیدار ماه می‌شوند. چیزی از تغییر دکوراسیون بیت از دیدار سوم خرداد برای برنامه امروز باقی نمانده جز چند نقاشی نیمه‌انتزاعی از رزمندگان دوران دفاع مقدس. رنگ غالب در بیت، آبی است. هم زیلو‌ها و هم پارچه‌نوشته‌ی پشت جایگاه و هم حتی پنجره‌ها. شاید این هم یکی از هزاردلیلی باشد که  اسم بیت رهبری را بیش از هرچیز هم‌نشین «آرامش» می‌کند برایم.

از کلاه کمونیستی تا افطار بیت رهبری

انتظار دیدن هرکسی را در این مراسم داشتم جز «امیر». از رفقای قدیمی دبیرستان که بیش از هرچیز او را با کلاه کمونیستی و نظرات بعضاً چپی‌اش به یاد می‌آوردم. آن روزها خیلی پیگیر ترانه‌های خواننده‌ای بود که امروز آوردن نامش هم مایه شرم هر آدم درست و حسابی شده. دورادور اخبار امیر را داشتم و می‌دانستم از اعضای فعال انجمن‌ اسلامی یکی از دانشگاه‌های  مطرح تهران است و برای روزنامه اعتماد یادداشت می‌نویسد. حضورش در مراسم، مرا یاد سخنرانی کامفیروزی در مراسم افطاری پارسال انداخت، که از عدم حضور همه طیف‌های دانشجویی در مراسم بیت شاکی بود.

برگه‌هایی با امضای «معاونت امور ویژه» بین بچه‌ها پخش شده که شعر همخوانی امروز است. آقای مسئول این قضیه، می‌رود پشت تریبون و یک دور با هم این شعر را تمرین می‌کنیم. ریتم آرامی دارد و با حال و هوای پرشور بچه‌ها خیلی نمی‌خواند. یک گروه از خانم‌ها هم در حال تولید محتواهای تازه هستند و در یکی از معدود لحظات سکوت بیت، دم می‌گیرند که «این سند 2030/ نابود باید گردد» بی وزن و بی قافیه! کمی بعد هم مهدی رسولی می‌آید و چند دقیقه‌ای حس و حال هیاتی به مراسم می‌دهد. دل‌ها هم آماده است و سینه‌زنی خودجوش، خیلی سریع شکل می‌گیرد و بلند می‌شود و مثل نسیم می‌ریزد روی سر بچه‌های آقا.

یک قاب دوست‌داشتنی

حوالی پنج و نیم است که همزمان با بالارفتن شور شعارها، پرده‌‌ی آبی باز می‌شود و شعارها، مثل دسته‌ای از گل و نقل، می‌پاشد به آسمان بیت. لبخند از لب آقا نمی‌افتد. سیل جمعیت که می‌نشیند، آقا هنوز ننشسته، من هم سلامی از دور، از انتهای سالن می‌فرستم برای آقا. زمان، متوقف می‌شود انگار. آقا سلام من را می‌بیند و به همان سبک همیشگی، جواب می‌دهد. لحظه را قاب می‌گیرم. حالا من هم صاحب خاطره‌ای مشترک و شخصی با آقا هستم که احتمالاً جز من و خودش کسی از آن خبر ندارد. خاطره‌ای به کوتاهی یک سلام و یک جواب.

مجری برنامه‌، علی صدری‌نیای خودمان است.  متن غرّایی نوشته که اندازه سخنرانی بقیه بچه‌ها حرف دارد. حسن تعلیل شیرینی است برای شعار «خونی که در رگ ماست/هدیه به رهبر ماست». آقا را می‌برد به ششم تیر 1360 و بیمارستان بهارلو و خون‌هایی که برای بودن این سید ِ دوست‌داشتنی، اهدا شد. علی در انتهای متنش به «تیر و ترقه‌»بازی‌های امروز در مجلس هم اشاره‌ای می‌کند که احسنت حضار ، جایزه‌اش است.

پرونده‌های دهه شصت را باز کنیم

اولین سخنران، متین منتظمی است. دبیر اتحادیه جامعه اسلامی که هنوز صحبتش شروع نشده، اتحادیه‌شان را «بزرگترین اتحادیه دانشجویی کشور» معرفی می‌کند. بیشتر بحثش پیرامون نقدهای فنی و تخصصی در حوزه‌هایی مثل مبارزه با فساد، نظام سلامت، شبکه ملی اطلاعات و فضای فرهنگی دانشگاه‌هاست. صحبت‌هایش را با یک رجز انقلابی و سرحال‌کننده تمام می‌کند. و البته پیشنهاد غافلگیرکننده‌ای دارد:« دستور فرمایید پرونده انفجار هفتم تیر، هشتم شهریور و ترور شهید آیت باز شوند.» انتظار همه این است که در انتهای نطق، برای عرض ادب ِ بی‌واسطه به آقا، جلو برود که نمی‌رود و انگار امسال برنامه عوض شده. به عرض ادب ِ از دور بسنده می‌کند. بقیه هم، به‌قاعده ، همین کار را باید بکنند.

نفر دوم، نماینده دانشجویان خارجی است. جوانی عراقی که شعر عربی ِ اول صحبتش را احتمالاً فقط خودش و آقا متوجه شده باشند. او ایران را از «منادیان ارزش‌های انسانی» می‌خواند و در ادامه چند پیشنهاد تخصصی درباره ساماندهی دانشجویان خارجی دارد. حضور نماینده این 52000 دانشجوی غیر ایرانی در نشست امسال، از اتفاقات خوب و دوست‌داشتنی بود.

احسنت‌های زنانه

صدای قاشق و چنگال و دیگ‌ها از پشت پارتیشن‌ها شنیده می‌شود و دل‌ها را هوایی ِ افطار می‌کند. نفر سوم، نماینده دفتر تحکیم وحدت است که امسال از میان خانم‌ها انتخاب شده. او هم نطقی تخصصی دارد و تلاش می‌کند زیاد شعار ندهد. درباره قانون انتخابات، پیشنهاد می‌دهد در شهرهای بزرگ، حوزه‌های انتخابیه تفکیک شوند تا امکان انتخاب برای شایستگانِ مستقل از فهرست‌های انتخاباتی فراهم شود. درباره عملکرد شورای نگهبان هم سوالاتی دارد که آقا را دست به قلم می‌کند. جمله کلیدی‌اش این است:« اعتماد مردم به نقاط کلیدی نظام نباید خدشه دار شود.» حوزه علمیه و صداوسیما را هم نقد می‌کند و کمی هم درباره مساله زنان نظر می‌دهد و به نیروهای ارزشی برای کم‌توجهی‌شان به مساله زنان خرده می‌گیرد، نماینده تحکیم می‌گوید در جبهه «خودی» هیج لزومی  برای ورود زنان به جامعه حس نمی‌شود، که فقط با ندای  «احسنت،احسنت » و تکبیر خانم‌ها همراه است!  آقا، صحبت‌های نماینده دفتر تحکیم را «خیلی خوب» می‌دانند و  می‌گویند:« اگر ارزشی‌های ما اون طوری که ایشون گفت فکر می‌کنند باید تجدید نظر بکنند.» اولین خنده حضار، اینجا ثبت می‌شود.

گلابه من هم هست

امین سلیمی، نماینده بسیج دانشجویی است. صدایش خوراک ِ گویندگی در رادیو است و اجازه استراحت و بی‌توجهی به کسی نمی‌دهد!  از همان ابتدای صحبتش، آقا دست به قلم می‌شوند.  نقدهایی به ساختارهای نظام دارد و درباره کارآمدی آن‌ها برای حل مشکلات کشور سوالاتی مطرح می‌کند. سلیمی روی بحث «شفافیت» متمرکز می‌شود و کمی بعد هم نقدهای جدی اقتصادی در حوزه خام‌فروشی و بهداشت و درمان دارد. او دومین نفری است که به نظام بهداشت و درمان منتقد است و البته هیچ نشانی از وجود قلم و کاغذ  در دستان قاضی‌زاده هاشمی نیست. سلیمی در انتها یک سوال دارد و یک گلایه. سوال درباره اینکه جوانان انقلابی در مقابل محرمانه‌بازی‌های دولت ، مثل FATF  و سند 2030 و کرسنت چه باید بکند؟ گلایه‌اش هم از مسئولینی است که در جایگاه کارگزار نظام جمهوری اسلامی نشسته‌اند و اپوزوسیون‌نمایی می‌کند. واکنش آقا به گله‌ی بسیج دانشجویی صریح است:« گلایه‌ی شما گلایه‌ی من هم هست!»

نطق‌های دانشجویان، ریشه‌ای‌تر و جدی‌تر از چیزی است که تصور می‌شد. ادبیات شجاعانه و صریح و علمی بچه‌ها، حسابی آقا را سر ذوق آورده که لبخندش را هنوز روی لب دارد.

زرنگ‌بازی ناتمام

پنجمین سخنران امین سردارآبادی از جنبش عدالتخواه است. انتظار یک نطق سنگین و بی‌تعارف را داریم. همین هم می‌شود. او تیربار نقدش را روی هر دو جناح گرفته و همه را با هم به چالش می‌کشد. بحثش درباره برجام را با عبارت «برجام و ما ادراک مالبرجام» آغاز می‌کند که لبخند آقا و جمع در پی‌اش می‌آید. صراحتاً از اینکه دولت برجام را با هزینه از نام رهبری عملیاتی کرده انتقاد دارد و از آقا می‌خواهد در برخورد با «کد»هایی که بعضاً از طرف دفتر آقا و درباره نظرات ایشان مطرح می‌شوند، راهنمایی کنند. تیغ نقدهای عدالتخواه تند است و به قوه قضاییه، شهرداری و حتی نهادهای نظامی هم برخورد می‌کند. سردارآبادی احتمالاً از چهار سخنران قبلی زرنگ‌تر است که به بهانه تقدیم یک گزارش به آقا، نزدیک‌تر می‌رود. توفیقش البته تا پای صندلی  می‌رسد و اجازه بوسیدن آقا را پیدا نمی‌کند.

از جان‌احمد، با عشق

سید محمدحسن داوودی، مسئول یکی از گروه‌های جهادی دانشجویی، صحبتش را با نامه‌ی «جان‌احمد» کودک کار افغانستانی آغاز می‌کند. جان‌احمد خطاب به آقا نوشته که «دوستتان دارم. خیلی خیلی دوستتان دارم.» نوشته دوست دارد شهید گم‌نام بشود و اگر نشد مثل مهدی طارمی یک فوتبالیست بااخلاق باشد. از آقا خواسته به مدرسه‌شان بیاید تا بتوانند آقا را ببینند. اسم مدرسه‌شان «صبح رویش» است. همین بچه‌های جهادی تاسیس کرده اند برای کودکان کار در دروازه غار تهران. داوودی، که آقا را «فرمانده جهادی» خطاب می‌کند، کمی بیشتر درباره مدرسه و سایر فعالیت‌هایی که برای کودکان کار داشته توضیح می‌دهد و خطاب به دانشجوها می‌گوید:« برای تجربه هم که شده سری به مردم بزنید.» می‌گوید جوانان در انتظار اعتمادی از جنس اعتماد امام هستند. آقا هم در انتهای صحبت‌های داوودی از او می‌خواهند اگر برای جوان‎‌گرایی راهکار عملیاتی دارد، مطرح کند. که یعنی این پیشنهاد برای آقا خوشایند بوده.

سرقت علمی رئیس‌جمهور باید بررسی شود

از انجمن مستقلی‌ها همیشه انتظار صریح‌ترین موضع‌گیری ها می‌رود و مظاهری این بار  هم در به ثمر رساندن کارویژه مستقل در این دیدار، موفق است. اول درباره اتفاقات صبح تهران صحبت می‌کند و از همه می‌خواهد مواظب باشند  سی سال آینده جای جلاد و شهید امروز عوض نشود. از آقای مفسد ِ شهردار اسبق ِ تهران هم می‌خواهد حالا که خودش پیشنهاد داده، برود و با تروریست‌ها مذاکره کند!

مظاهری بازنده اصلی انتخابات ریاست‌جمهوری را «اخلاق» می‌خواند و از افزایش رای‌های سلبی و کاهش رای‌های ایجابی متاسف است. منتقد جدی مدیرات تکنوکرات است و در خلال نقدهایش، توهین وزیر بهداشت به مردم و خبرنگاران هم مطرح می‌کند. انگار ضامن جمع را کشیده باشد، صدای شعار دانشجوها بلند می‌شود و چند نفری هم با انگشت و مشت، قاضی‌زاده را نشان می‌دهند. همین وضعیت  شاید مجازات آدمی باشد که حد و مرزهای توهین را جابجا کرده و دانشجوها حسابی از دستش شاکی‌اند.

نقدهای انجمن مستقل انگار تمامی ندارد. از رئیسِ جناحی‌شدهی مجلس انتقاد می‌کند و مانند یکی دو نفر دیگر، به بحث شفافیت هم اشاراتی دارد. در آخر هم پیشنهاد می‌کند مساله سرقت علمی حسن روحانی در رساله دکترایش به جد پیگیری شود. «احسنت، احسنت»های پرشور و خوشحال بچه‌ها، پاسخ مثبتی به درخواست شجاعانه‌ی مظاهری است.

افتخاری که درد هم دارد

از آغاز مراسم بیش از 100 دقیقه گذشته که نفر هشتم هم پشت تریبون می‌آید. خانمی است از طرف دانشگاه آزاد. با «خوش به حال دل من» آغاز می‌کند و مثل بقیه که پس از وقایع تروریستی امروز نطق‌هایشان را تغییر داده‌اند، او هم گریزی به این اتفاقات می‌زند و می‌گوید:« اگر در عراق و شام نجنگیم باید در مجلس بجنگیم.» درددل‌های زیادی درباره اوضاع گذشته‌ی دانشگاه آزاد دارد و می‌گوید اگر دانشجویان انقلابی جلوی وقف این دانشگاه در سال 89 ایستادگی نمی‌کردند، امروز شاهد دعوای عده‌ای بر سر میراث پدری‌شان بودیم! جایی در میانه صحبت‌هایش، احضارها و آزارهای کمیته انضباطی دانشگاه آزاد را «سند افتخار» خود می‌داند و بعد با لحنی خودمانی می‌گوید:« درسته سند افتخاره ولی درد هم داره.» یک خنده حضار دیگر، این بار شدیدتر، اینجا ثبت می‌شود. منتظرم علی صدری‌نیا با یک «دکتر سلامی‌ها سلام» فضای شاد جلسه را شادتر هم بکند که نمی‌کند.

بنویسید و بدهید

پایان نطق‌های دانشجویی اعلام می‌شود و این یعنی دو نفر از فهرستی که اعلام شده بود، صحبت نخواهند کرد. یک نفر از وسط جمعیت بلند می‌شود و می‌گوید:« این صحبت‌هایی که اینجا شد حرف همه طیف‌های دانشجویی نبود. اجازه بدید ما هم حرف بزنیم.» آقا می‌گویند من که مخالفتی ندارم اما اجازه بدهید نظم خوب برنامه به هم نخورد. هنوز حرف‌های این دانشجوی معترض تمام نشده، در طرفه‌العینی تریبون را جمع می‌کنند که یعنی دیگر خبری از سخنرانی دانشجویی نیست! آقا البته به آن معترض می‌گویند اگر حرفی دارید، بنویسید و بدهید. و اگر او و دوستانش حرف مهمی داشته باشند، حتماً می‌نویسند و می‌دهند.

هفت و نیم است که آقا شروع می‌کنند. تعریف و تمجیدهایشان از پختگی نطق بچه‌ها تمامی ندارد. حرف‌ها را متین و قوی می‌دانند و رسایی ذهن بچه‌ها را تحسین می‌کنند. درباره شبهه ناکارآمدی نظام ، پاسخ روشنی دارند:« این نظام اگر ناکارآمد بود تا به حال ده بار بلعیده شده بود.»

درباره تشکل‌ها، آقا امسال از مفهوم تازه‌ای رونمایی می‌کنند. ایشان می‌گویند در شرایطی، تشکل‌ها می‌توانند «آتش به اختیار» باشند. یعنی خودشان تصمیم بگیرند و عمل کنند. این دست‌فرمان جدید، احتمالاً بساط مصلحت‌سنجی‌های نادرست در برخی تشکل‌ها را جمع خواهد کرد. خاصه که آقا در همین جلسه می‌گویند:«نگاه نقادانه‌ی شما را صد در صد تایید می‌کنم،هرچند ممکن است برخی نقدها وارد نباشد.»

تشویق حضار

عبای آقا، احتمالاً همانی است که روز مراسم رحلت امام هم به تن داشتند. انگار لیز است و مدام از روی دوش آقا سر می‌خورد. شمایل‌شان بدون عبا و با قبای سفید، خودمانی‌تر است. حرف‌های خودمانی‌تر را هم درست وقتی می‌زنند که عبا کاملاً سُر خورده و روی دوش آقا نیست. می‌گویند در حالی که کشور این همه مساله فرهنگی دارد، و اشاره می‌کنند به حمایت‌های خارجی از برخی فیلم‌ها که همه می‌فهمیم منظورشان چه فیلمی است، یک عده می‌آیند و  مساله‌ی پخش شدن یا نشدن یک آهنگ قبل افطار را مطرح می‌کنند! در ادامه هم، وقتی بحث به انتخابات می‌رسد، می‌گویند که عده‌ای پیش از انتخابات‌ به ایشان نقد وارد می‌کردند که چرا مردم را به مشارکت در انتخابات دعوت می‌کنید که آخرش نتیجه بشود «این»!

هنوز «این» ِ آقا کامل منعقد نشده، بمب خنده در حسینیه منفجر می‌شود. بچه‌ها مبهوت ِ این شوخی صریح و پرکنایه‌ی آقا هستند که ناگهان به جای تکبیر، صدای تشویق بلند می‌شود. حسینیه امام خمینی برای چند لحظه هم که شده ، شور ِ سالن‌های دانشگاهی را تمام و کمال تجربه می‌کند تا رهبر روشنفکر ما، در بیت خودش تشویق شدید و غلیظ دانشجوها را تجربه کند. آقا البته درباره مشارکت در انتخابات، دو جمله کلیدی دارند:« مصیبت، جایی است که مردم به صندوق‌های رای پشت کنند» و « حضور مردم پای صندوق‌های رای نعمت بزرگی است.»

کلک‌شان کنده خواهدشد

چیزی تا افطار نمانده. آقا در فصل آخر صحبت‌هایشان تشکل‌ها را به دیدن واقعیات مثبت کشور تشویق می‌کنند. و از آن‌ها می‌خواهند در لابه‌لای موانع، راه را پیدا کنند. درباره سند 2030  هم نکاتی دارند و می‌گویند صرف‌نظر از این‌که این سند محتوای ضد اسلامی دارد یا ندارد، که دارد، این‌که نظام آموزشی کشور در خارج نوشته شود غلط است. درباره فساد هم می‌گویند اصلاً قائل به وجود «فساد سیستمی» در کشور نیستند و ایراد را از افراد می‌دانند. سر آخر هم  از دانشجوها می‌خواهند که «امید را به فضای دانشگاه‌ها تزریق کنید.» درباره اتفاقات تروریستی تهران اما،  همان موضعی را گرفتند که باید می‌گرفتند. همان حرفی را زدند که اگر امام بود می‌زد:« این ترقه‌بازی ها تاثیری در اراده ملت ندارد. ان‌شاءالله کلک این‌ها به زودی کنده خواهد شد.»

سیراب از دیدار مهتاب

نماز دوم‌مان تمام شده، نشده؛ بدو می‌رویم سمت سفره‌های انتهای حسینیه. نزدیک‌ترین جای سفره به صندلی آقا را پیدا می‌کنیم. سفره، ساده است. همانی که انتظار می‌رود. خرما و پنیر و سبزی برای افطار و پلومرغ برای شام. در میانه‌های افطار هستیم که مردی میان‌سال، بلند بلند آقا را صدا می‌کند و می‌خواهد ایشان را ببیند. حکماً با چشم دل. جانباز نابینا را پیش آقا می‌برند. زانو زده کنار آقا و  دست‌هایش را در هوا تکان می‌دهد تا به دست آقا برسد. کنار آقا انگار آرام می‌گیرد. گمان می‌کنم او از پای این سفره، سیر تر از همه ما بلند می‌شود. او، دست ماه را بوسیده و از دیدار مهتاب سیراب شده. یکی از بچه‌های همدان هم دست‌نوشته‌ای را جلوی آقا می‌گیرد، همان پسری است که پشت ما نشسته‌بود و خودکارش را برای نوشتن دو‌بیتی از من گرفت. با همان برگه و دوبیتی، مجوز می‌گیرد و تا کنار آقا می‌رود. نگاه بقیه بچه‌ها به گفتگوی دانشجوی همدانی با آقا، پر از حسرت است. کاش آقا آن‌قدر عمر کند و آن‌قدر سایه‌اش روی سر فرزندانش باشد که همه بچه‌ها بتوانند یک روز کنار صندلی‌اش زانو بزنند و خاطره‌ای شخصی با پدربزرگشان بسازند.

مراسم امسال دیگر بعد از افطار ادامه ندارد. دریای آبی بیت را ترک می‌کنیم. نسیم خنکی به صورتم می‌خورد و یاد جان‌احمد می‌افتم. خدا کند همه‌ی آرزوهایش برآورده شوند. خدا کند لبخند بزند. همیشه. تا ابد.

ثبت شده در سایت بسیج دانشجویی دانشگاه آزاد اسلامی قزوین طی شماره 1147 توسط مدير وب سايت و در روز ساعت ۱۷:۳۷:۲۴
© Copyright 2018 http://basijqiau.ir . All Rights Reserved چاپ این خبر