ژنرال‌هایی که آبروریزی می‌کنند/ وقتی رئیس‌جمهور در بریتانیا درس خوانده و انگلیسی بلد نیست، باید هم وزیر امور خارجه که در آمریکا درس خوانده، بابت نفهمیدن انگلیسی «تحقیر» شود

3

روحانی و ظریف چقدر زبان انگلیسی بلد هستند؟

در واقع دولت روحانی ژنرالی را نداشت که آنقدر سواد انگلیسی داشته باشد که بداند در یک متن تعهد آور سیاسی نه لازم که اساسا واجب است به جای لغت ها قابل تفسیری مثل (Lift) به معنی بالابردن از کلمه های غیر قابل تفسیری مثل (End) به معنی پایان دادن که معنی آنها کاملا مشخص است استفاده کنند تا امروز امثال وندی شرمن ها طوری در کنفرانس های خود تیم مذاکره کنندگان ایرانی را تحقیر نکنند که گویی خود به زبان فارسی تسلط کامل دارند اما در هیچ یک از دانشگاه های ایران کسی حتی فرق (Lift) و (End) را نمی داند.

«باید کار را به دست ژنرال‌ها سپرد.» این جمله‌ای بود که در فیلم تبلیغاتی حسن روحانی در سال 92 بیان شد و قرار بود تا در دولت یازدهم، ژنرال‌ها سکان هدایت امور را برعهده بگیرند؛ ژنرال‌هایی که در کار خود خبره و حرفه‌ای هستند.
به گزارش رجانیوز، محمدجواد ظریف یکی از این ژنرال‌ها بود؛ وزیر امور خارجه‌ای که حتی توان درک مفاهیم زبان انگلیسی را در قرارداد مهمی مانند برجام هم ندارد.
برای اثبات این مساله، کافیست نگاهی به صحبت‌های 22 مارس – 2 فروردین 96 – وندی شرمن در اندیشکده وودرو ویلسون و در حضور کاترین اشتون بیاندازیم؛ جایی که با تمسخر می‌گوید زبان اهمیت دارد!
مذاکره کننده ارشد آمریکا  با تمسخر درباره توافق هسته ای اینگونه می‌گوید:
So Iran made an agreement to do all of  the technical things necessary to ensure that all the pass ways to fissile material are closed down, a covert supply chain could not be established, the P5+1 and European Union agreed to “lift” -which in English means “suspend” in Iranian terms means “end”, which is why we used the word “lift”; one of the things one does in diplomacy “ language matters”– but to lift sanctions that applied in nuclear round but not sanctions in countering terrorism, not sanctions about human rights abuses, not sanctions about proliferation, not sanctions about weapons transfer.
 پس به این ترتیب ایران توافق کرد تمام کارهای فنی لازم برای اطمینان دادن از این که تمام مسیرهای تامین مواد شکافت پذیر در این کشور مسدود شده و هیچ زنجیره ای مخفیانه¬ای هم برای تامین مواد شکافت¬پذیر در این کشور قابل شکل¬گیری نباشد را به انجام برساند و 5+1 و اتحادیه اروپا توافق کردند که (با پوزخند) تحریم های هسته‌ای را (موقتا متوقف کنند)، lift  لغتی است که در زبان انگلیسی به معنی (معلق نگاه داشتن ,و یا موقتا متوقف کردن) است اما طرف ایرانی lift  را به معنی (پایان دادن و خاتمه دادن ترجمه می کرد و به همین دلیل هم ما از این لغت  استفاده کردیم- یکی از کارهایی که شخص در دیپلماسی انجام می‌دهد این است که توجه کند زبان اهمیت دارد –  و خود این معلق نگه داشتن فقط شامل تحریم های هسته ای و نه تحریم های مربوط به مقابله با تروریزم و یا تحریم های مربوط به نقض حقوق بشر و یا تحریم های مربوط به اشاعه و یا انتقال تسلیحات می شود.
در واقع دولت روحانی ژنرالی را نداشت که آنقدر سواد انگلیسی داشته باشد که بداند در یک متن تعهد آور سیاسی نه لازم که اساسا واجب است به جای لغت ها قابل تفسیری مثل (Lift) به معنی بالابردن از کلمه های غیر قابل تفسیری مثل (End)  به معنی پایان دادن که معنی آنها کاملا مشخص است استفاده کنند تا امروز امثال وندی شرمن ها طوری در کنفرانس های خود تیم مذاکره کنندگان  ایرانی  را تحقیر نکنند که گویی خود به زبان فارسی تسلط کامل دارند اما در هیچ یک از دانشگاه های ایران کسی حتی فرق (Lift) و (End) را نمی داند.
مشخص است که تیم مذاکره کننده کشورمان به هرحال نتوانسته و یا نفهمیده تا اقدام متناسبی در برابر این خدعه شناخته شده طرف آمریکایی انجام دهد؛ چنانکه محمد جواد ظریف 30 تیر 1394 و بعد از انعقاد توافق هسته ای در مجلس حضور پیدا کرده گفت: «اصلا تعلیق در هیچ‌جا نیامده است در هیچ جای برجام واژه تعلیق نیامده و هرکس تعلیق ترجمه کرده اشتباه ترجمه کرده است. در برجام اصلا تعلیق وجود ندارد و تاریخ اجرای لغو هم زمانی است که آژانس گزارش دهد که ایران این اقدامات کمی را انجام داده است.»

 

البته زمانی که شخص  حسن روحانی در حاشیه افتتاح خط تولید یک خودرو، با نوشته‌ای تحت عنوان Mass Production  به معنای تولید انبوه همراه می‌شود، نباید انتظار داشت نیروهای او بهتر از این سواد انگلیسی داشته باشند.

 

 

کافیست این عبارت بانمک را نشان یک دانش آموز دبیرستانی که اندکی مطالعه زبان انگلیسی داشته بدهیم تا با خنده بگوید که چگونه «سلاح کشتر جمعی» با عنوان Mass Destruction نامیده می‌شود و تولید تعدادی خودرو هم Mass Production؟! انگار دانشگاه گلاسکو (جایی که گویا روحانی درس خوانده) و دانشگاه دنور (جایی که گویا ظریف درس خوانده)، اساتید زبان انگلیسی خوبی نداشته‌اند.

گفتگو ها3 دیدگاه

  1. کرامت سلیمی

    نترسیدن کشور گرسنه و بدبختی مثل کره شمالی از یک ابرقدرت مثلا” اتمی همچون امریکا معنایش این است که امریکا یک ابرقدرت واقعی نیست و چیزی به عنوان سلاح اتمی در اختیار ندارد و با دروغ و حقه بازی و باکمک کشورها و سازمانهای هوچی گر خود را ابرقدرت جا زده است و کره شمالی با استفاده از این نقطه ضعف امریکا و تهدید به افشای این دروغ می خواهد از دولت امریکا اخاذی کند و هر از گاهی وانمود می کند که می خواهد ازمایش اتمی جدیدی انجام دهد .

    قبلا” طوری از خطرات و ویرانگری بمب اتمی صحبت میکردند که اگر کشوری بتواند به بمب اتمی دست پیدا کند ان کشور به یک قدرت اتمی تبدیل میشود اما کاخ سفید اعلام کرده که کره شمالی که اخیرا” چند ازمایش به اصطلاح اتمی را انجام داده را به عنوان قدرت اتمی به رسمیت نمیشناسد . و این نشان دهنده این است که امریکا که خود این قضیه دروغین را بوجود اورد نمیگزارد کره شمالی با ترفند خود امریکاییها از انها اخاذی کند و حتی ممکن است امریکا با دولت کره همدست باشد و بخواهد با این شیوه تلاش دیگری برای ترساندن مردم دنیا انجام دهد.کره شمالی انقدر اوضاع اسفباری دارد که هر ساله اتحادیه اروپا مقداری از ذرت هایی را که به چهارپایانشان میدهند به عنوان کمکهای انسان دوستانه برای مردم کره شمالی می فرستند تا از گرسنگی نمیرند.
    امریکا اگر به معنای واقعی ابرقدرت بود دلیلی نداشت که برای حمله به کشورهای ضعیف مثل عراق،سوریه،لیبی و از این به بعد کره شمالی به اتحاد و هماهنگی با کشورهای دیگر محتاج شود.

    هیچگاه چیزی به نام جنگ هسته ای صورت نخواهد گرفت ، چون به معنای واقعی چیزی به عنوان سلاح هسته ای وجود خارجی ندارد و فقط برای ایجاد رعب و وحشت در دل ملتها ان را عنوان می کنند و متاسفانه مردم دروغهای بزرگ را راحت تر باور می کنند.

  2. کرامت سلیمی

    بیشتر مدیران ایرانی مثل دون کیشوت هستند

    عامل بدبختی کشور ما نه برجام است و نه مواضع نظامیان و نه مواضع رییس جمهور بلکه عامل بدبختی کشور ما مدیران ریاکار و فریبکاری هستند که در ظاهر خود را تابع رهبر نشان می دهند اما در عمل دشمن رهبرند.و به نظر می رسد که سازمانهایی همچون سازمان مدیریت و برنامه ریزی و سازمان خصوصی سازی صنایع (ایمیدرو) نه اعتنایی به سخنان رهبر دارند و نه رییس جمهور را در عمل به رسمیت می شناسند و خودشان مستقیما” از کشورهای اروپایی دستور می گیرند.

    بنده حدود بیست سال است که در صنعت مشغول به کار هستم و انچه مخصوصا” از مدیران مشاهده کرده ام این است که مدیران مدام از خود انرژی منفی ساطع می کنند که ظاهرا” جایی انها را اموزشهای اینچنینی می دهند تا محیطهای کاری را ازار دهنده کنند و از پژوهش و تحقیقات و همچنین ارتباط بین صنعت و دانشگاه بیزارند و هر کسی که به کاری تحقیقاتی برای پیشرفت صنعت بپردازد چنان با کارشکنی و سنگ اندازی روبرو می شود که از این کارش پشیمان می شود و ان شخص منزوی و بایکوت شده و علاوه بر اینکه از نظر مالی به حقوقش لطمه می زنند در معرض خطر اخراج نیز قرار می گیرد.

    اکثر مدیران از دانش مدیریت و تخصص در سیستمی که اداره ان را بر عهده دارند جز مقدمات ناچیز اطلاعی ندارند و فقط خیلی خوب ژست می گیرند و خیلی هم خود بزرگ بین ، بدجنس و حسودند و به بهانه ایجاد نظم و انضباط جو خفقان و سرکوب ایجاد می کنند و با این فضا هرکسی را که بخواهند حذف می کنند و وای به حال کسی که در معرض پرتوهای منفی دید انها قرار گیرد.به همین دلیل صنایع ما رو به پیشرفت نیست و نمی توانند متناسب با رشد جمعیت اشتغال ایجاد کنند و حتی به سمت ورشکستگی میروند و یا عمدا” به سمت ورشکستگی سوق داده می شوند. مدیران در سیستمهایی که کار می کنند فقط به دنبال افزایش اختیاراتشان برای سرکوب و آزار نیروهای زیر مجموعه خود هستند و می خواهند که اختیار حقوق و مزایا و قرارداد کاری نیروها به طور مطلق در اختیارشان باشد تا هر موقع اراده کنند هرکس را که خواستند به راحتی اخراج کنند.

    اکثر مدیران ایرانی روحیات و خصوصیاتی مانند دون کیشوت دارند و به هر چیزی که ببینند به چشم یک خطر نگاه می کنند و اگر از یک موضوع و یا یک شخص خوششان نیاید به ان موضوع یا شخص حمله می کنند .

    از انجا که خیلی از مدیران از دانش مدیریت و اطلاعات فنی ناچیزی از سیستم تحت مدیریت خود برخوردارند برای پوشاندن این عیب و نقصشان مشاوران و زیردستان ضعیف و حقیر را به کار می گیرند تا نسبت به انها احساس برتری کنند و بکار گیری این روش در نهایت به سقوط و ورشکستگی سیستم می انجامد.

    برای اینکه به مدیران بر نخورد یک مثال مستند می زنم:

    اپراتوری نیاز به تخصص ندارد مثل صنایع ما که مثلا” در صنعت الومینیوم یک فوق دیپلم دامپروری بدون داشتن هیچ دانشی در باره تولید فلز در خط تولید فلز الومینیوم در کنار یک فوق لیسانس متالورژی کار میکند و حتی یکبار این فوق دیپلم دامپروری در سال 1383 به عنوان پژوهشگر برتر در صنعت الومینیوم به سازمان ایمیدرو معرفی شد و از دست معاون وزیر اقای هراتی نیک لوح تقدیر گرفت. بعدها همین فوق دیپلم دامپروری ادامه تحصیل داد و لیسانس متالورژی گرفت و حالا مدعی متخصص بودن در صنعت الومینیوم هست. در صورتی که جای این فوق دیپلم دامپروری در پرواربندی یا سازمان گوشت، سازمان غله و اینجور جاهاست اما به راحتی وارد یک صنعت مهم فلزی شده و از دست معاون وزیر لوح تقدیر می گیرد. یک فوق دیپلم دامپروری تخصصش در امور گوسفندان است و باید در مواردی مثل کیفیت گوشت و یا نوع پشم گوسفندان اظهار نظر کند.

    در بین مدیران اصل بقای مدیریت برقرار است ، بدین صورت که مدیر نه برکنار می شود و نه تنبیه می شود بلکه از سازمانی به سازمان دیگر می رود.

    بیشتر مدیران تنها به فکر ثروت اندوزی و ارزوی زندگی در امریکا،کانادا،استرالیا و کشورهای اروپایی هستند و برای رسیدن به این ارزویشان از هیچ ناجوانمردی و حتی خیانت و حق کشی دریغ نمی کنند و بیشتر انها بعد از پایان کارشان در کشورهای ذکر شده زندگی می کنند و دروغ می گویند که تابع رهبر انقلاب هستند و در این مورد خیلی ریاکارانه رفتار می کنند و رفتارهای استکباری و اشرافیگرانه انها دلیلی بر صحت گفته های بنده است و عملا” با رفتارهایشان به دل رهبر انقلاب و مردم

    درد می گزارند و شرم و حیایی هم از اعمال و رفتارشان ندارند و متاسفانه از طریق نهادهایی نیز حمایت می شوند.

    در کشور ما به معنای واقعی رسالت هیچکدام از نهادهای نظارتی و امنیتی مبارزه با فساد اقتصادی و مبارزه با ظلم و تبعیض نیست و همین موضوع باعث سوء استفاده مدیران می شود .

    هیچکدام از قوا ی سه گانه و سازمانهایی نظیر سازمان بازرسی کل کشور در مبارزه با فسادهای مالی و اقتصادی موفق نبوده اند و به نظر می رسد تنها راه ، ورود مستقیم رهبر انقلاب ایت الله خامنه ای به این مسائل می باشد تا با تشکیل سازمان موقت جدیدی که مستقیما” از ایشان دستور بگیرند به فسادهای مالی و اقتصادی خاتمه دهند.

  3. کرامت سلیمی

    مدیر محترم سایت با سلام و احترام

    جسارتا” ایا امکان دارد مقاله بنده با عنوان “بیشتر مدیران ایرانی مثل دون کیشوت هستند” را در صفحه اصلی به عنوان یک یادداشت اجتماعی قرار دهید.

    ممنون می شوم قبول فرمایید.

    در پناه حق باشید.

پاسخ دهید