آقای روحانی! فرمان پيامبر(ص)در غدير مبنی بر «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ /توصيه می کنم اگر فرصتی داشتيد چند صفحه ای از کتاب ارزشمند« الغدير مرحوم علامه امينی» ورق بزنيد

0

حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش:

شما که علی عليه السلام را طرفدار دموکراسی معرفی می کنيد فرمان پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير مبنی بر نصب علی عليه السلام به عنوان امام و ولی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ آيا تصميم پيامبر(ص) بر خلاف دموکراسی دانسته، ايشان را به نوعی استبداد متهم می کنيد؟! توصيه می کنم اگر فرصتی داشتيد چند صفحه ای از کتاب ارزشمند« الغدير مرحوم علامه امينی» ورق بزنيد. آيا می خواهيد پس از گذشت 1400 سال از غديرخم و زحمات امثال مجلسی ها و امينی ها امروز حق را به غاصبان ولايت و امامت بدهيد؟

سخنان اخیر حسن روحانی در ضیافت افطار اساتید دانشگاه در رابطه با مبنای ولایت از دیدگاه امیرالمومنین واکنش بسیاری از کارشناسان را به دنبال داشته است.

در همین راستا حجت الاسلام و المسلمین قاسم روانبخش دبیر سیاسی نشریه پرتو سخن یادداشتی را در این باره در تهیه کرده که در ادامه در اختیار مخاطبان قرار می‌گیرد:
آيا مبنا ولايت امير المومنين عليه السلام، ‌رای مردم است؟
«اميرالمومنين مبنای ولايت و مبنای حکومت را نظر مردم و انتخاب مردم می داند. لمن وُلّيتموه امرکم، هرکس شماها برويد او را برگزينيد به عنوان ولی خودتان و به عنوان رهبر جامعه،‌ من هم اطاعت می کنم،‌ من هم می شنوم و اجرا می کنم. انتخابات که ما امروز دنبالش هستيم و آرای مردم، ‌اين پيروی از تفکر غرب نيست؛‌ رای مردم و نظر مردم هديه دنيای غرب بعد از رنسانس برای ما نيست. ما دارای مذهب و مرام و دينی هستيم که اميرالمومنين مبنای حکومت و فرمانروايی را رای مردم و خواست مردم و آرای مردم می داند.»
اشتباه نکنيد سخنان فوق سخن مولوی عبدالحميد يا يکی از علمای اهل سنت نيست، سخن  آقای حسن روحانی است که در لباس روحانيت شيعه و از پايگاه رياست جمهوری کشور امام زمان عج و منتخب ملت شيعه اخيرا بيان شده است!!
نکاتي در باره سخنان فوق:
1. آقای خاتمی هم در دوره دوم رياستش به اين گونه حرف ها پناه برد و فرمايش پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير خم « من کنت مولاه فهذاعلی مولاه» را به معنای دوست معنی کرد!
2. آيا برای کسب چند ميليون رای اهل سنت کشور روی ولايت اميرالمومنين عليه السلام معامله ای محرمانه صورت گرفته است که اکنون در حال اجراست؟!
3. شما که علی عليه السلام را طرفدار دموکراسی معرفی می کنيد فرمان پيامبر صلی الله عليه و آله در غدير مبنی بر نصب علی عليه السلام به عنوان امام و ولی «من کنت مولاه فهذا علی مولاه» چگونه توجيه می کنيد؟ آيا تصميم پيامبر(ص) بر خلاف دموکراسی دانسته، ايشان را به نوعی استبداد متهم می کنيد؟! توصيه می کنم اگر فرصتی داشتيد چند صفحه ای از کتاب ارزشمند« الغدير مرحوم علامه امينی» ورق بزنيد. آيا می خواهيد پس از گذشت 1400 سال از غديرخم و زحمات امثال مجلسی ها و امينی ها امروز حق را به غاصبان ولايت و امامت بدهيد؟
4. ظاهرا اين سخنان در امتداد همان مطلبی است که به عنوان مقدمه ای بر کتاب «ايران و جهانی شدن نوشته سريع القلم» نوشته ايد: «کشور ما در پارادوکس میان «رشد» از یک طرف و «هویت» از طرف دیگر محتاج نوعی تعادل است. در واقع تدوین هر نوع استراتژی ملی باید به این دو پایه و استوانه ی کلیدی توجه کند.» و آقای سريع القلم در همان کتاب مورد تاييد شما تعادل را اين گونه تعريف می کند «میزان و شاقول ارزیابی‌ها و قضاوت‌ها و ارتباطات، قدرت و پول است. بنابراین، اگر فرد و نهادی در اتخاذ تفکر و راهنمای اسلامی بخواهد حداکثرگرا باشد، به طور مسلم با این جهان مشکل پیدا خواهد کرد و به خصوص در تفکر شیعی که عدالت‌خواهی ملاک اصلی آن است، مشکلات به مراتب بیشتر خواهد بود.» (ايران و جهانی شدن، ص124-125( البته اين موضوع در دولت آقای خاتمی ريل گزاری شد، آن ها می گفتند« تفکر شیعه گری موجب انحطاط مملکت ما و مانعی برای دموکراسی است.»( روزنامه صبح امروز، 23/8/78،ص8)  آيا با اين گونه حرف ها می خواهيد هويت ملتی سترگ و ولايیرا به چالش بکشيد و به اصطلاح تعادل ايجاد کنيد؟!
5. آقای روحانی با اين حرف ها می خواهد اصل مشروعيت ولايت امام معصوم ع را بزند تا ولايت فقيه را که مشروعيتش از نصب عام امام معصوم نشأت می گيرد زير سوال ببرد؛ تا جلوی پروسه بنی صدری شدن وی که مقام معظم رهبری نسبت به آن هشدار داده اند، بگيرد. از سوی ديگر وی می خواهد اين گونه وانمود کند که مردم به هرکسی که رای دادند مشروع است و حتی امير المومنين عليه السلام نيز بايد از او اطاعت کند. اکنون که او دوباره رای آورده است همه از جمله امام خامنه ای نيز بايد از او اطاعت کنند و حرف بشنوند!! صحبت هايی که نظير آن را بنی صدر در دهه 60 مطرح مي کرد و ادعا مي کرد من ولی فقيه هستم و امام بايد از من تبعيت کند چون رهبری 60 رشته علم می خواهد که من از همه آن ها برخوردارم. البته پيش بيني مي شد که آقاي روحاني در دوره دوم رياستش صريح تر از دوره اولش به ميدان بيايد زيرا در دور اول ترس از عدم تاييد صلاحيت يا راي نياوردن داشت ولي در اين دوره ديگر چنين ترسي وجود ندارد. البته وي بايد بداند که از جاي خوبي شروع نکرده است؛ زيرا ملت بزرگ ايران از هرجناح و دسته سياسي که باشد بر سر ولايت امير المومنين عليه السلام معامله نخواهد کرد. اين ملت همان ملتي است که به خاطر اهانت به يک پرچم امام حسين عليه السلام 9 دي آفريد و فتنه گران را جاروب کرد.
6. يکي از انواع مغالطات، تحريف عبارت متکلم و گرفتن بخشي از کلام و رها کردن بخش ديگر آن است. مثلا «کلوا و اشربوا» را بگيرد و «ولاتسرفوا »را  حذف کند آقاي روحاني با وجود صدها سند قرآني و روايي بر الهي بودن ولايت و حکومت امير المومنين عليه السلام، تنها به جمله اي کوتاه آن حضرت که در مقام سرزنش و گلايه از مخاطبانش بوده را گرفته و قبل و بعد همين عبارت را نيز حذف کرده است تا تاييدي بر مدعاي باطل خودش بگيرد!
حضرت در مقام گلايه از کساني بودند که با سکوتشان در برابر غصب خلافت، 25 سال اسلام را از ريل اصلي اش خارج کردند و امام به حق که از جانب خداوند و پيامبرش منصوب شده بود را غريب و تنها گذاشتند و رفتند؛ اکنون پس از قتل عثمان به درب خانه علي عليه السلام آمده اند و به ايشان پيشنهاد پذيرش خلافت و حکومت مي دهند، حضرت ابتدا آن ها را سرزنش مي کنند و مي فرمايند «دعوني و التمسوا غيري» مرا رها کنيد و به سراغ ديگري برويد «فَإِنَّا مُسْتَقْبِلُونَ أَمْراً لَهُ وُجُوهٌ وَ أَلْوَانٌ لَا يَقُومُ لَهَا الْقُلُوبُ وَ لَا يَثْبُتُ عَلَيْهِ الْعُقُولُ…؛ ما با موضوعي مواجه هستيم که وجوه و رنگ هاي گوناگوني دارد که همه دل ها براي آن آماده نمي شوند و همه عقل ها نيز بر آن ثابت نمي مانند» يعني شما بر سر عهدتان باقي نمي مانيد( پيش بيني اي که محقق شد و همين دعوت کنندگان در جنگ هاي مختلف با حضرت جنگيدند) سپس فرمود «وَ اعْلَمُوا أَنِّي إِنْ أَجَبْتُكُمْ رَكِبْتُ بِكُمْ مَا أَعْلَمُ وَ لَمْ أُصْغِ إِلَي قَوْلِ الْقَائِلِ وَ عَتْبِ‏ الْعَاتِب؛ بدانيد که من اگر تقاضاي شما را بپذيرم، بر اساس علم خودم حکم خواهم کرد و به سخن هيچ گوينده اي وعتاب هيچ عتاب کنده اي گوش نخواهم داد.» ( همان جمله اي که شبيه آن را در شوراي 6 نفره در برابر پيشنهاد خلافت به ايشان با شرط عمل به سيره شخين،‌ خطاب به اعضاي شورا فرمودند.)
در واقع اين جمله تصريح دارد بر اين که من مشروعيتم را از شما نخواهم گرفت و به همين دليل آن چه شما و مردم بخواهند اجرا نخواهم کرد بلکه آن چه خداوند بخواهد عمل مي کنم. سپس فرمود« وَإِنْ تَرَكْتُمُونِي فَأَنَا كَأَحَدِكُمْ وَلَعَلِّي أَسْمَعُكُمْ وَ أَطْوَعُكُمْ لِمَنْ وَلَّيْتُمُوهُ اَمركُمْ؛ولي اگر مرا رها کنيد من نيز مانند شما مثل گذشته اقدام خواهم کرد و نسبت به آن کسي که انتخاب کرديد شنواتر و مطيع تر خواهم بود.» به عبارت ديگر،‌مانند گذشته هرکسي که مي خواهيد برگزينيد من هم بر همان منوال وظيفه ام انجام مي دهم. معناي اين جمله اين نيست که من واقعا مبناي ولايت را راي شما مردم مي دانم. حقيقتي که مخاطبان معناي آن را فهميدند و به همين دليل از ايشان دست بر نداشتند و با حضرت بيعت کردند. در واقع حضرت امير عليه السلام اساس کار را با اين جماعت محکم کرد تا چند روز ديگر اقدام ديگري صورت ندهند.ولي ظاهرا اگر آقاي روحاني در آن جمله مي بود اين سخن را مبناي خواست خودش قرار مي داد و مي گفت حضرت نپذيرفتند و فرمودند هر کسي که شما انتخاب کرديد او مطاع است و مشروع! برويم هر کسي را که خواستيم انتخاب کنيم حتي اگر معاويه باشد.
7. بر اساس مدعاي آقای روحانی نه تنها خلفی سه گانه مشروعند بلکه حتي معاويه و يزيد نيز مشروعند زيرا مردم در ماجراي صفين به حکميت راي دادند و نتيجه مذاکرات صفين عزل علي عليه السلام و نصب معاويه شد و معاويه نيز از مردم براي يزيد بيعت گرفت پس، اقدامات امام حسن ع و امام حسين ع و حضرت زهرا س در مقابله با خلفا، معاويه و يزيد همه بر خلاف اصول دموکراسي و مبناي امير المومنين بوده است!

پاسخ دهید